این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود کاملترین ریمیکس های دی جی تبا

تمام ریمیکس های آهنگ از دی جی تبا با بهترین کیفیت و لینک مستقیم و رایگان از آپ موزیک

بهترین آهنگ های شاد و مهمانی از دی جی تبا ریمیکس

40 دقیقه نان استاپ آهنگ گوش دهید

Download New Remix DJ Taba – All Collection

dj taba دانلود کاملترین ریمیکس های شاد دی جی تبا

برخی از اهنگ های این قطعه :

فرزاد فرخ هوای تو

به هوای تو من توو خیال خودم بی تو پرسه زدم
منو برد به همان شبی که به چشای تو زل میزدم

محسن ابراهیم زاده من یه دل داشتم

من یه دلم داشتم پا روش گذاشتم
چشم از اون چشمای تو بر نمیداشتم

یاسین ترکی بیا عوض کن

بیا عوض کن این حالو روزو
توهم تو آتیشی که پا کردی بسوزو

شهاب مظفری قسم

قسم دادی پیدام نشه توی خوابت قسم دادی ظاهر نشم سر راهت
قسم دادی لعنت به این اعتقادم قسم دادی اصلا برم از خیالت

هوروش بند فاصله نه

من مریضم به چشای نازت عشق میون من و تو یه رازه

معین زد همدست

روتو نگیری ز منو یک ذره لبخند بزن ای عشق خیالی
خسته من از در به دری قهری ولی طعنه زنون چایی بیاری

محسن چاوشی متصل

جان منست او هی مزنیدش آن منست او هی مبریدش

آب منست او نان منست او مثل ندارد باغ امیدش

مازیار فلاحی دست بزن

سرخوشو مستیم همه عشق‌ پرستیم همه دست به دستیم همه دست بزن دست بزن
دست بزن دست بزن سرخوشو سرمست بزن بزن دست بزن تا نفست هست بزن

بهنام بانی چه بخوای چه نخوای

این دل فقط جای توئه گوشم به حرفای توئه قلبم تو دستای توئه عشقم
آرامش حال منی عشق ایده آل منی اما فقط مال منی عشقم

رضا شیری یه آدم جدید

یه آدم جدید اومد تو زندگیم قول داده بشه کل زندگیم
یه آدم عجیب عوض کرده منو تو چشام نگاه کرد و گفت که نرو

روزبه نعمت الهی پلاس

آمده ای که راز من بر همگان بیان کنی وان شه بی نشانه را جلوه دهی نشان کنی
دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفش گفتم می نمیخورم گفت مکن زیان کنی

فرزاد فرزین دیوونه

میگی همه چی خوبه برات بی منم خوبه این دل من آشوبه برات دلم آشوبه
طاقت دوریتو ندارم میمیرم که نباشی با تو بیخیال درد و غمو بیخیال همه حواشی

حمید هیراد مستم کن

بچرخا در برم بچرخا در برم رقص کنان کو
مرا مستم کن ای مرا مست کن نعره کنان بگو

مهرزاد امیرخانی آخه دلم

دلم میمیره برات میخوادت تو هی میکنی تو ناز بیا باز دوباره باز دنیامو بساز دنیامو بساز
همه حرفامو زدمو عشقو بلدمو ناز تورو میخرم انقد حسودن آدما میترسم به خدا تورو جایی ببرم

پازل بند دلداده

آتشی دارم توی این سینه که دلم هر شب تورو میبینه
آهسته آهسته میای به سمت من پرسون و پرسون وای میپرسی حال من

حمید هیراد شوخیه مگه

گر جان به جان من کنی جان و جهان من تویی
سیر نمیشوم زتو تاب و توان من تویی

زانیار میدونستم میری

بس بلند پروازی منو از سرت داری میندازی هی داری قلبمو میدی بازی نمیسازی
تو به چیت مینازی به خیالت من توی درد سر میندازی نه ولی این دفعه خود میبازی خودت میبازی

مهدی مقدم دل تنها

ابر آمد و باران شد اشکم ز تو پنهان شد سهمم فقط از عشقت این قامت لرزان شد
بیچاره دل تنها رنگ شبن این روزا داغونه دلم از چی بگم رفتی که غم جاش اینجا

مدت زمان این ریمیکس 40 دقیقه می‌باشد

ریمیکس های دی جی تبا

منبع ( surce ) : دانلود کاملترین ریمیکس های شاد دی جی تبا

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ جدید هوروش باند مرا دیوانه کردی

♪ باز هم موزیک جدید هوروش باند ، آهنگ فوق العاده شنیدنی هوروش بند بنام مرا دیوانه کردی با متن

شعر و خواننده : مهدی دارابی / تنظیم کننده : مسعود جهانی

Download New Song By : Hoorosh Band – Mara Divane Kardi With Text And Direct Links In UpMusic

masoud jahani دانلود آهنگ جدید هوروش باند مرا دیوانه کردی

متن آهنگ مرا دیوانه کردی هوروش باند

رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هربار تو مرا دیوانه کردی
کاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودی تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شکوندی تو نموندی تو
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هربار تو مرا دیوانه کردی

♪♪♪♪♪♪♪♪

hoorosh.band : – كاشكي نداشتم تو رو از اولشم
سلام تقديم به شما
رفتم از …
دانلود ويديو و فعلا آهنگ يك دقيقه اي از كانال تلگرام هوروش بند ( لينك كانال در قسمت بيو پيج )

هوروش باند مرا دیوانه کردی

به احتمال خیلی زیا داین موزیک در تاریخ 4 اردیبهشت ما 1397 پخش شود

Release In 4 Oribehesht 97 On UpMusics

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ جدید هوروش باند مرا دیوانه کردی

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ امید حاجیلی و سیروان خسروی عاشقتم

ترانه بسیار زیبای بنام  عاشقم با همکاری امید حاجیلی و سیروان خسروی به همراه تکست و بهترین کیفیت

شعر , آهنگسازی و تنظیم کننده : امید حاجیلی

Exclusive Song: Omid Hajili ft Sirvan Khosravi – “Asheghetam” With Text And Direct Links In UpMusic

… جهت تکمیل آرشیو …

dg 1 دانلود آهنگ امید حاجیلی و سیروان خسروی عاشقتم

متن آهنگ عاشقتم امید حاجیلی و سیروان خسروی

♪♪♫♫♪♪♯

کی مثل من میتونه انقدر عاشقت باشه
بگو کی غیر من ته ته دلت تا ابد جا شه
باورش سخته اما میتونی بفهمی از حرفام
♪♪♫♫♪♪♯ که اگه نباشی من همیشه بدون تو تنهام ♪♪♫♫♪♪♯
اگه بدونی که چقد عاشقتم
میدونی احساسم به تو عزیز من خاصه
دیوونتم‌

♪شعر , آهنگسازی و تنظیم کننده : امید حاجیلی♪
داشتن تو  با تو بودن  واسۀ من شانسه
عاشقتم
♪♪♫♫♪♪♯ میدونی احساسم به تو عزیز من خاصه ♪♪♫♫♪♪♯
دیوونتم‌
داشتن تو  با تو بودن واسۀ من شانسه

اگه تو بخوای میتونی با دلم
کاری کنی که از کنارت برم
♪♪♫♫♪♪♯ اگرم بخوای میتونی با نگات ♪♪♫♫♪♪♯.

UpMusicTag دانلود آهنگ امید حاجیلی و سیروان خسروی عاشقتم
♪♪♫♫♪♪♯ به من بگی که دل توام منو میخواد ♪♪♫♫♪♪♯
بگو تو همونی که پیشم میمونی
هیشکی مثل من نمیاد که تورو فقط واسه خودت بخواد
اگه بدونی که چقد عاشقتم
میدونی احساسم به تو عزیز من خاصه
دیوونتم‌  داشتن تو  با تو بودن  واسۀ من  شانسه
عاشقتم  میدونی احساسم به تو عزیز من خاصه
دیوونتم‌ داشتن تو  با تو بودن واسۀ من شانسه
اگه بدونی که چقد عاشقتم
♪♪♫♫♪♪♯ میدونی احساسم به تو عزیز من  خاصه♪♪♫♫♪♪♯
دیوونتم‌
داشتن تو با تو بودن واسۀ من شانسه
عاشقتم
میدونی احساسم به تو عزیز من خاصه
دیوونتم‌ ♪♪♫♫♪♪♯
داشتن تو  با تو بودن واسۀ من شانسه

♪♪♫♫♪♪♯

امید حاجیلی و سیروان خسروی عاشقتم

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ امید حاجیلی و سیروان خسروی عاشقتم

 

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و مرکز پاسخگویی (مرکز پاسخگویی): عده‌ی زیادی چنین نمی‌گویند، بلکه عده‌ی کمی این شایعات را با جوّسازی، به جریان‌سازی گسترده مبدل می‌نمایند! عده‌ی زیاد، همان مردم هستند که قدر فعالیت جوانان و هموطنان خود در این میدان را می‌دانند.

●- کشور را مقام معظم رهبری و مردم با انتخاب کارگزاران خود در دولت، مجلس و … اداره می‌کنند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یکی از نهادهای این کشور می‌باشد.

پس اگر بگویند: «کشور را سپاه اداره می‌کند»، یک ضد تبلیغ دو سویه است که بخش کوچک آن به سپاه مربوط می‌گردد که البته حاکی از توانمندی آن خواهد بود و بخش بزرگ آن به تمامی ساختار ادراه کشور (دولت، مجلس، سازمان‌ها و …) مربوط می‌گردد که نشان از بی‌ عرضگی آنها دارد! پس این شایعه‌ی عوامانه، مستند، مستدل و مقبول نمی‌باشد.     

●- این پایگاه، وکیل مدافع سپاه پاسداران نمی‌باشد و منکر تخلفاتی که در آن ارگان نیز انجام می‌پذیرد نمی‌باشد، اما حقایق و واقعیت‌هایی وجود دارد که اذهان عمومی باید از آنها مطلع باشند، مانند:

الف – دشمنان خارجی به سرکردگی امریکا و انگلیس، از همان ابتدای پیروزی انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران را که نقش بسیار مؤثری در رویایی با منافقین در شهرها، قائله‌ی تجزیه کشور در کردستان و جنگ تحمیلی ۸ ساله داشت، بزرگترین سد مقابل خود [پس از رهبری و مردم] شناخته‌اند. آنها سپاه را به حق، بازوی توانمند رهبری (ولایت)، و پشتیبان قدرتمند ملت می‌شناسند.

ب – اکنون، پس از نافرجامی برجام، ایستادگی سپاه پاسداران از نفوذ آنها به سایت‌های نظامی، رشد صنایع موشکی که نقش پدافندی و دفاعی صد در صد مؤثری در بازدارندگی از حملات نظامی به این کشور دارد – نقش سپاه پاسداران در مقابله با تروریسم بین الملل در منطقه که خوفناک‌ترین طرح امریکایی – انگلیسی قرن می‌باشد و شکست پروژه‌ی داعش، برای تجزیه‌ی عراق، سوریه و سپس نفوذ به ایران و …، این دشمنی تشدید و مضاعف گردیده است.

ج – در داخل کشور نیز توطئه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی بسیاری به خاطر حضور همه جانبه‌ی سپاه پاسداران خنثی گردیده است، پس بالتبع بغض دشمنان داخلی نیز تشدید گردیده است. اما چون علیه این اقدامات نمی‌توانند در میان اذهان عمومی مردم ضد تبلیغ کنند، پروژه‌های اقتصادی را بهانه کرده‌اند، و البته می‌دانند که تضعیف بنیه‌ی مالی و اقتصادی، به مثابه‌ی تضعیف کل یک مجموعه می‌باشد.

پروژهای اقتصادی:

نظر به این که هر گونه هجمه و ضد تبلیغ علیه سپاه پاسداران، با مخالفت شدید اذهان عمومی مواجه می‌گردد، تنها بهانه، عرصه‌ی اقتصادی باقی می‌ماند؛ تا بگویند: شکست‌های مجلس و دولت در عرصه‌ی اقتصادی، که گاهی همچون “جنگ نیابتی” علیه بنیه‌ی اقتصادی این کشور ظهور و بروز دارد، تقصیر فعالیت‌های اقتصادی سپاه پاسداران است! چنان که می‌بینید در آخر بحث به جای تولید، به وارادات اشاره می‌شود!

قانون اساسی:

نیروهای مسلح در هر کشوری، از امکانات گسترده‌ی نیروهای تخصصی (به ویژه مهندسی) – ماشین‌آلات و دستگاه‌ها (لجستیکی) – حمل و نقل هوایی، زمینی و دریایی – امکانات پدافندی غیر عامل و … برخوردار می‌باشند که اختصاص آنها به فعالیت‌های نظامی و یا صرفاً جنگ، به مثابه‌ی راکد گذاشتن این سرمایه‌های کلان می‌باشد.

از این‌رو، در قانون اساسی این کشورها و نیز شرح وظایف هر یک از نیروهای مسلح، فعالیت در عرصه‌ی عمرانی و اقتصادی آنها (در زمان صلح) پیش‌بینی شده است.

طبق اصل صد و چهل و هفتم (۱۴۷) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران   : «دولت باید در زمان صلح از افراد و تجهیزات فنی ارتش در کارهای امدادی، آموزشی، تولیدی، و جهاد سازندگی، با رعایت کامل موازین عدل اسلامی استفاده کند در حدی که به آمادگی رزمی آسیبی وارد نیاید».

بنابراین، نیروهای مسلح، می‌توانند و باید که امکانات و نیروهای خود را در زمان صلح، در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، علمی، امدادی و … به کار بیاندازند.

پروژهای انجام شده توسط سپاه پاسداران:

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تا کنون بیش از ۴۰ هزار پروژه‌ی عمرانی را به انجام رسانده است که بیش از ۲۰۰ مورد آن، ابر پروژه بوده است؛ پروژه‌هایی که ابتدا به شرکت‌های به اصطلاح غول‌پیکر و جند ملیتی بزرگ جهان داده شد و آنها نیز پس تحمیل هزینه‌های گزاف، اتلاف وقت و از بین بردن فرصت و … (که توجیه اقتصادی را چالش مواجه می‌کند)، شروع نکرده و یا ناتمام رهاکردند و رفتند!

پالایشگاه خلیج فارس – بیش از ۲۰ میلیون متر مکعب سد – احداث جاده‌ها – بالغ بر ۱۳ هزار پروژه محرومیت زدایی – تأسیس بیمارستان‌های صحرایی – خانه سازی گسترده در مناطق زلزله زده و …، از جمله این پروژهای انجام شده می‌باشد و ای کاش که “جهاد سازندگی” نیز در وزارتخانه ادغام نمی‌گردید و موازی با سپاه پاسداران، به انجام پروژه‌های عمرانی اقدام می‌نمود.

نکات:

یک – چه در امریکا، چه در کشورهای بزرگ اروپایی، یا آسیایی (چین، ژاپن و …) و چه در ایران، پروژهای کلانی وجود دارد که شرکت‌های بخش خصوصی نه توان ورود به آنها را دارند و نه برایشان صرف دارد. اما نهادها، نیروهای مسلح و سازمان‌های بزرگ غیر خصوصی، با توجه به سرمایه‌های کلان مالی و غیر مالی خود (تجهیزات و …) می‌توانند آنها را به انجام رسانند.

دو – در ایران نیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، معمولاً به پروژه‌هایی که شرکت‌های کوچک‌تر بخش خصوصی می‌توانند آن را به انجام رسانند، وارد نمی‌شود [پروژه‌های زیر صد میلیارد تومان].

سه – وقتی یک شرکت بزرگ خارجی، یا داخلی، خصوصی یا دولتی، یا شرکت‌های اقماری وابسته به نیروهای مسلح (از جمله سپاه)، انجام یک پروژه‌ی کلان را بر عهده می‌گیرند، کارها را بین صدها شرکت دیگر تقسیم می‌کنند؛ در واقع مانند این است که آن سرمایه‌ی عظیم ملی را به پشتیبانی شرکت‌های کوچکتر آورده‌اند؛ پس کار و کارآفرینی توسعه می‌یابد.

چهار – در عرصه وارادات نیز سپاه پاسداران هیچ گاه نمی‌رود مانند برخی کانال بزند تا ده‌ها کانتینر لباس قاچاق وارد کند تا کارگاه‌های تولیدی داخل بخوابد – یا شب عید سیب و پرتقال و نارنگی وارد کند، تا باغداران محصول داخلی خود را کنار جادهها بریزند و یا حتی خشکبار وارد این کشور کند و …؛ بلکه ممکن است در برخی از کالاهای استراتژیک، مانند واردات صنایع خاص، یا واردات شکر و … اقدام نماید تا قاچاقچیان، بیش از این نتوانند خون ملت را در شیشه کنند.

●- البته منکر این که چه بسا تخلفات بسیاری در این راستا انجام پذیرد نیز نمی‌توان شد؛ اما آن که به این بهانه، آن حضور فعال، گسترده، لازم، ضروری و تعیین کننده را زیر سؤال می‌برد، یا اطلاع ندارد و یا دانای مغرض است و می‌داند چرا این همه با سپاه پاسداران مخالف است!

 

مشارکت و هم‌افزایی (سؤال به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

شبهه: بسیاری می‌گویند: سپاه پاسداران کشور را اداره می‌کند و در همه امور – به ویژه اقتصادی – با رانت و قاپاق دخالت می‌کند.

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9154.html

 

 

 

نرم افزار تقویم «شمیم یار» به عنوان اولین تقویم مذهبی، رایانه ای توسط مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه عملیه قم، با محتوایی جامع طراحی شده است. در طی پنج سال از تولید این تقویم مذهبی دسکتاپ، دانلود بیش از یک میلیون بار آن در هر سال، نشان دهنده کارائی و علاقه کاربران می باشد.
این تقویم امکانات متعددی از جمله موارد ذیل را داراست؛
– ارائه تقویم روزانه، ماهانه و فصلی، به همراه رویدادهای مناسبتی شمسی، قمری و میلادی بهمراه یک شرح مختصر برای هر رویداد.
– ارائه محتوای متناسب با هر روز در بخش های؛ قرآن به همراه ترجمه و تفسیر کوتاه و کاربردی؛ حدیث به همراه ترجمه و منبع روائی؛ نکته ای از سیره اهل بیت (علیه السلام) به صورت مختصر و نمایه شده؛ شمیم ولایت حاوی سخنان امام خمینی(ره) و آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی)؛ سخن بزرگان اخلاق و عرفان؛ احکام شرعی در قالب پرسش و پاسخ؛ نکته ای از وصیت نامه شهدا و خاطراتی از ایشان؛ یک مطلب مشاوره ای و مرکز پاسخگویی برای هر روز بر گرفته از منابع معتبر روائی و مرکز پاسخگویی.
– نمایش اوقات شرعی نقاط مختلف (داخلی و خارجی براساس مختصات جغرافیایی محل) به انتخاب کاربر.
– امکان پخش اذان و یادآور متناسب قبل از آن
– نمایش اعمال و مناسک عبادی متناسب با هر روز و ماه.
– امکان ثبت یادآور برای زمان های مختلف با هشدار صوتی و متنی.
– امکان دسترسی به محتوای منتخب پرسش و پاسخی از سایت های مرکز
– امکان ارسال پرسش به درگاههای پاسخگویی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی از سوی کاربر.
– امکان دفترچه تلفن و ثبت برنامه هفتگی بهمراه یادآور برای کاربر
این مرکز آمادگی دارد تا نرم افزار تقویم سفارشی، با محتوا و امکانات بالا و همچنین امکانات سفارشی ذیل، جهت سازمان ها، ادارات و ارگان ها تولید نماید.
– رویدادهای اختصاصی برای هر روز بهمراه شرح و یادآور
– مدیریت حساب های مالی شخصی
– دریافت و پرداخت مالی بهمراه یادآور
– برنامه ثبت جلسات بهمراه یادآور
– فیدخوان
– جستجوگر برخط در جستجوگر اسلامی
– ارسال پیام آنلاین از طریق اینترنت و ارسال منظم اطلاعیه ها
– و امکانات درخواستی و سفارشی دیگر

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و مرکز پاسخگویی (مرکز پاسخگویی): نه تنها دین اسلام، بلکه هر امری [حتی نوشیدن یک جرعه  آب، و یا چند دقیقه بازی]، “اصول و فروعی” دارد؛ اصولی که ثابت هستند و فروعی که مبتنی بر آن اصول می‌باشند و البته از قابلیت تغییر نیز برخوردار می‌باشند.

اصول:

اصول” در هر امری و از جمله ازداوج، همان نوع نگاه، شناخت و بالتبع هدفگذاری می‌باشد، چنان که در عرصه‌های اعتقادی، به آن “جهان‌بینی” نیز گفته می‌شود.

“شناخت”، به عقلانیت، علم، اطلاع و آگاهی مربوط می‌شود و “هدفگذاری”، به میل و کشش به رسیدن به آن هدف یا اهداف.

فروع:

فروع“، همانطور که از نامش پیداست، شاخه‌ها و اجزای دیگرِ مرتبط با اصول می‌باشند و از آن روییده و شکل می‌گیرند و باید راه، مسیر و قوانین حرکت به سوی هدف را تدوین و ترسیم نمایند.

می‌توان گفت که “فروع”، همان “بایدها و نبایدها”یی است که برای رسیدن به هدف، باید لحاظ و رعایت گردد؛ و یا به تعبیری دیگر، فروع همان قوانین و حقوق می‌باشند که با رعایت آنها، وصال به هدف محقق می‌گردد.

متغیرات ایجابی:

البته، چون هر امری اصول و فروع دارد، فروع خودش نیز اصول و فروعی دارد و این فروع‌ها به تناسب شرایظ زمانی، مکانی، ایجاب‌ها، ضروریات و اضطرارها، متغییر می‌گردند، ولی اصل ثابت می‌ماند.

مثال: در اعتقادات و باورهای دینی، “خداشناسی و خداپرستی (توحید)” و نیز “معاد شناسی و هدف گرفتن آن”، اصولی هستند که تغییری در آنها ایجاد نمی‌گردد – “نماز” فرع براین اصول اعتقادی می‌باشد، اما همین نماز به نوبه‌ی خود اصل ثابتی قرار می‌گیرذ که توابع آن در شرایط گوناگون، متغییر می‌گردند، مانند: نماز شکسته، نماز قضا، نماز نافله، نماز خوف (مانند میدان جنگ)، نماز نذری و … .

ازدواج:

ازدواج نیز خودش یک اصلی است که در قوانین خلقت و هدایت نوشته شده است.

مرد و زن، چه لحاظ جنسی، چه روحی و روانی، چه در روابط اجتماعی، چه در حرکت چرخه‌ی حیات بشر و … به هم احتیاج دارند، به گونه‌ای که فقط با زوج شدن کامل می‌گردند؛ و البته حق و حقوق هر کدام، و نیز حق فرزند، حق اخلاق، حق جامعه، حق امنیت و سایر حقوق ایجاب می‌کند که زوج شدن و کنار یکدیگر قرار گرفتن آنها، به شکل ازدواج و متعهدانه باشد.

گاهی این فرع یک اصل می‌شود و تبعات دیگری فرع آن می‌شوند، مانند تغییر محرمیت‌ها، حق حضانت، حقوق ارث و … که فقط به واسطه‌ی ازدواج پدید می‌آیند.

اصل اول – خودشناسی:

حتی در “خداشناسی” نیز “خودشناسی” یک اصل است، چه رسد به ازدواج، اشتغال یا دیگر امور شخصی و اجتماعی.

ازدواج یک رابطه‌ی دو سویه بین پسر و دختر – یا زن و مرد – می‌باشد؛ پس فقط ۵۰ درصد به طرف مقابل مربوط می‌گردد.

خطا و ضعف بسیاری از آحاد مردم این است که به هنگام تفکر یا قصد ازدواج، خود را هم چنان فراموش کرده و فقط در مورد طرف مقابل مطالعه یا کنکاش می‌نمایند! در صورتی که چه در اصول ازدواج و چه در فروع، و چه در فروع آن فروع، تا کسی خود را نشناسد، نمی‌تواند همتا (کُفو) و زوج مناسب برای برای همسری خود را بشناسد.

●- ازدواج‌ها، گاهی به خاطر اختلافات اساسی و ریشه‌ای به طلاق می‌انجامد، و گاه حتی به خاطر یک اختلاف سلیقه‌ی جزئی، یا دخالت بی‌جایی که می‌شد آن را مدیریت نمود، به جدایی می‌انجامد! چرا؟ چون آنها قبل از ازدواج خود را نشناخته بودند.

اهداف:

حیوانات برخی با هم ازدواج دارند و برخی فقط [بر اساس قوانین تکوین و برای ازدیاد نفس]، جفت‌گیری می‌کنند و می‌روند؛ و البته که در این جفت‌گیری، نیاز شهوانی آنها نیز مرتفع می‌گردد.

انسان‌ها نیز از زمان آدم و حوا علیهماالسلام تا کنون، برخی ازدواج می‌کنند و برخی دیگر فقط جهت ارضای غریزه‌ی شهوت خود، جفت‌گیری (جماع) می‌کنند. حال خواه حلال باشد یا حرام!

بنابراین، برای هر کسی – از زن و مرد – مهم است که قبل از انتخاب، به اهداف خود بیاندیشد و سپس همسری همسو و هم هدف برگزیند.

●- فرض کنید که دختری یا پسری، با هدف قرار دادن شهوت، فرد زیبایی را برای همسری برگزیند؛ خب این زیبایی، اگر عادی و یکنواخت نشود، با کهولت سن، متغیر شده و از بین می‌رود، مضافا بر این که طرفین با دیدن فرد زیباتر، از انتخاب خود پشیمان می‌گردند!

●- فرض کنید که پسری، به خاطر شکل و قیافه، یا ناز و ادا، فریفته‌ی دختری شد و قصد ازدواج با او را نمود، و دختر نیز متقابلاً به خاطر ثروت، آن پسر را پسندید! خب این دو، با دو هدف ناهمگون، ساختار زندگی مشترک خود را بر پایه‌های بلند و کوتاه و متزلزل، بنا می‌نمایند!

  ●- دختر هنگام خواستگاری، اولین شرطش این می‌شود که با ادامه تحصیل و نیز اشتغال او در خارج از خانه مخالفتی صورت نپذیرد؛ یعنی اهداف اصلی در زندگی‌اش، همان ادامه تحصیل و اشتغال می‌باشد، نه همسری و مادری و تشکیل خانواده و تعلیم و تربیت نسل انسان!

اما، قصد پسر از ازدواج این نیست که فقط مذکری در کنار این مؤنث باشد، تا او بدون هیچ دغدغه‌ای به ادامه تحصیل و اشتغال بیرون از خانه بپردازد! ولی پاسخ مثبت داده و با او ازدواج می‌نماید. حال از این ازدواج، چه نتایجی انتظار می‌رود؟!

●- پسری تنبل و لاابالی، بی‌قید، بی‌تعهد و البته متکبر، خودنگر، مدعی و متوقع بار آمده و اکنون دختری می‌خواهد فهیم، با اخلاق، مقید، با عرضه در همسری و مادری و … – خب حاصل چنین ازدواجی چه خواهد بود؟!

*- پس خودشناسی و هدف‌ (اهداف شناسی)، یک اصلی است که باید قبل از ازدواج و تفکر درباره‌ی طرف مقابل، مورد توجه قرار گیرد.

اصول و فروع ازدواج موفق:

بنابراین، ازدواج موفق نیز اصول و فروعی دارد و فروع آن نیز می‌تواند دارای فروع متغیری باشد که همه مبتنی بر همان اصول ثابت می‌باشند.

●- هدف عالی از ادواج (رشد، کمال و قرب الهی) – اهداف پایین‌تر در راستای آن هدف عالی (محبت، عشق، انگیزه، تشکیل اولین و مقدس‌ترین بنیان اجتماعی و تلاش) – اخلاق، تربیت، گذشت و ایثار و …، همه اصول و پایه‌های یک ازدواج موفق قلمداد می‌گردند.

●- شکل، قیافه، هیکل، مدرک تحصیلی، شغل، ثروت، میزان درآمد، ملیت، قومیت، فرهنگ بومی، سلایق و …، همه فروع و فروعِ فروعی می‌باشند که به تناسب شرایط، زمان، امکانات، ایجاب‌ها، ضرورت‌ها و … قابل تغییر هستند.

البته، توجه به این فروع نیز بسیار لازم و ضروری می‌باشد، منتهی با توجه به این که بسیاری از آنها قابل مدیریت و تغییر می‌باشند، پس اگر در اصول توافق و همسویی بود، هماهنگ نمودن فروع [با تکیه بر عقل و اخلاق] و فراگرفتن مهارت‌های زندگی مشترک، میسر و گاه راحت می‌باشد.

●- تردیدی نیست که موفقیت بیشتر در هر کاری، مستلزم آگاهی بیشتر می‌باشد که بخش مهمی از آن با مطالعه به دست می‌آید. از این رو مطالعه کتاب‌های مفیدی که در این زمینه نوشته شده، مانند: «مطلع عشق – گزیده از مجموعه بیانات مقام معظم رهبری به هنگام جاری نمودن خطبه‌های عقد» – «نظام خانواده در اسلام – حجت الاسلام انصاریان» – « تشكیل خانواده در اسلام، دكتر علی قائمی» – « انتخاب همسر، ابراهیم امینی، سازمان تبلیغات اسلامی» – «بهشت خانواده، دکتر سید جواد مصطفوی» – «جوانان و ازدواج، علی اصغر کیهانیان» – «دو نیمه هم، کانون تحقیقاتی خیبر» … بسیار لازم و مفید خواهد بود و مطالعه‌ی مطالب گوناگون درباره ازدواج که در این پایگاه منتشر شده نیز می‌تواند مفید واقع گردد.

 

مرتبط:

مجموعه پرسش‌ها و پاسخ‌ها درباره‌ی ازدواج

 

مشارکت و هم‌افزایی (سؤال به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

چطور می‌توانم با معیار‌های انتخاب همسر آشنا شوم؟ [نکاتی بسیار مهم، برای تمامی کسانی که قصد و یا دست کم میل به ازدواج دارند].

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9157.html

 

 

 

 

سوال:

جریان امام حسین و ارینب رابصورت مختصر بیان کنید وآنرا نقد کنید؟

در ابتدا باید بیان کنیم که این جریان به این شکل تنها در کتاب الامامه والسیاسه ابن قتیبه دینوری آمده است. [۱]

ما در جواب ابتدا آنچه دینوری در کتاب خود دراین باره آورده بیان می کنیم وسپس به نقد آن می پردازیم .

بنا به نقل ابن قتیبه  ارینب زنی زیبا روی وهمسر عبدالله بن سلام بوده که آوازه زیبایی وی به شام  ویزید بن معاویه میرسد ووی عاشق ودلباخته وی شده یزید این مساله رابا معاویه درمیان گذاشته و ازدواج با وی را طلب می کند.

معاویه نیز عبدالله بن سلام رابا وعده اینکه اگر ارینب  را طلاق دهد دختر خود رابه عقد او در خواهد آورد راضی به طلاق ارینب کرد. معاویه پس از آن ابودردا را نزد ارینب  فرستاده تا او را بعقد یزید درآورند . آنان نیزبرای این امربه عراق رفتند که درآنجا قبل ازآنکه ارینب رابینند امام حسین (ع)رادیده وایشان را درجریان خواستگاری یزید ازارینب قرار داده وحضرت در آنجاازآنها میخواهد تاارینب راازطرف وی نیزخواستگاری کنند وآنان نیز پذیرفته وهر دو پیشنهاد را به ارینب ارائه کرده که ارینب بعد از مشورت با ابودردا (وی ازهم خویشان ارینب بود وفضایل امام رابرای اوبیان کرد) ازدواج با امام راپذیرفت.

عبدالله بعد ازاین ماجرا و بعد از آنکه معاویه به وعده خویش عمل نکرد ازکرده خود سخت پشیمان شد.

عبدالله بعد ازآن برای گرفتن امانتی که نزد ارینب داشت به عراق رفته وبعد از آنکه همدیگر را دیدند هر دو به سختی گریه کرده و از آنچه بر ایشان گذشته ابراز پشیمانی کردند امام بامشاهده این امر بیان کردند که: خدا را گواه مى‏گيرم، ارينب را سه طلاق داده‏ام. خدايا تو  مى‏دانى كه من وى را به خاطر مال و زيبايى‏اش به عقد خود در نياوردم. آن را براى اين كه براى شوهرش نگه دارم به عقد خود در آورده‏ام.

عبد الله بن سلام درخواست كرد تا امام حسين مقدارى از اموال عبد الله را در مقابل اين نيكى‏كه در  حق آن دو انجام داده است دريافت كند، ولى حضرت نپذيرفت و گفت: ثواب اين كار براى من بهتر  از اين پول‏هاست.

بار ديگر عبد الله بن سلام، ارينب را به عقد خود در آورد و با يك ديگر سال‏هاى زيادى زندگى كردند  تا اين كه اجل آنان را از يك ديگر جدا كرد.

نقد وبررسی :

  1. این داستان در اسناد دسته اول و مشهور هیچ خبری نیست. مشهورترین کتابی که این داستان را ذکر کرده است کتاب الامامه و السیاسه است .
  2. علاوه بر این روایت فوق مرسل است و هیچ‌گونه سندی برای آن ذکر نشده تا بتوان آن را مورد بررسی قرار داد. چون ابن قتیبه(نویسنده کتاب الامامه و السیاسه) داستان را این چنین آغاز می  کند: ما حاول معاویة من تزویج یزید قال: وذکروا أن یزید بن معاویة سهر لیلة من اللیالی، وعنده وصیف لمعاویة یقال له رفیق، …او که خود هم عصر این ماجرا نبوده است نمیگوید این ماجرا را از چه کسی شنیده است تا ما بتوانیم سلسلۀ راویان را بررسی کنیم.
  3. از سوی دیگر ابو درداء، عويمر بن عامر يا عويمر بن قيس که در این داستان نام او آمده بنا به نظر معروف در زمان حکومت عثمان مرده است. برخی هم مرگ او را ۳۹ یا ۳۸ هجری درگذشته است[۲]پس او چگونه میتواند در این ماجرا که در اواخر حکمرانی معاویه و زمان ولایتعهدی یزید روی داده است حضور داشته باشد؟ در نتیجه این داستان از شخصیتی در ماجرا نام میبرد که در آن زمان سالها از مرگش گذشته بوده است.!! 
  4. دراین جریان از شخصی بنام عبدالله ابن سلام به عنوان همسر ارینب  یادشده وازاو بعنوان یکی از والیان معاویه در عراق یاد شده است  اما مشخص  نیست وی کیست  چراکه  در کتب تاریخی معتبر اسم چنین شخصی بعنوان  یکی از کارگزاران معاویه درعراق دراین سالها نیامده است.

درمتن داستان نیز جمله ای  در وصف  عبدالله آمده است ،با این عبارت که:( و كان من معاوية بالمنزلة الرفيعة في الفضل‏) – اودرنزد معاویه جایگاه والایی داشت – باوجود چنین وصفی  وی نمی تواند یک آدم گمنام ومجهول الهویه ای باشد.

درکتب تاریخی نیز عبدالله ابن سلام  مشهور نام یکی از صحابه پیامبر می باشد که ابتدا یهودی بود ودرزمان  پیامبر اسلام  آورد وبعد از پیامبر خدمات شایانی به امویان  درترویج عقاید ایشان درجامعه اسلامی کرد.

اما مورخان تاریخ فوت اورا در سال ۴۳هجری ذکر کرده اند که بهیچ عنوان نمی توان گفت وی همان عبدالله ابن سلام مورد اشاره در داستان ذکر شده است.[۳]

۵٫ در متون تاریخی زنی بنام ارینب (که ازاو در این داستان به شهرت یاده شده است بگونه ای که شهرت زیبایی او به شام رسید )دراین دوره با این مشخصات یافت نشد.

۶٫ مطلب دیگری که باید به آن توجه کرد اینستکه هیچ سندی به آمدن امام حسین (ع)به عراق پس از شهادت حضرت علی و رفتن به مدینه اشاره نداردبالاخص که این ماجرا به سالهای آخرعمر معاویه وبعد ازاعلان ولایتعهدی یزید بر میگرددکه به صورت قطع میتوان گفت حضرت دراین ایام سفری به عراق نداشته است .

۷٫ .آنچه دراین  داستان جای تعجب دارد اینست که حضرت امام حسین علیه السلام‌ ارینب را در یک مجلس سه طلاقه کرد و فرمود: فقال : أشهد الله أنها طالق ثلاثا، و این برخلاف فقه مسلم شیعی می باشد،که در فقه شیعه کاملاً و مبسوط بحث شده است. 

۸٫ در برخي منابع گفته شده: کسي که با وي ازدواج کرد، امام حسن است نه امام حسين، مثلا در کتاب «تسليه المُجالس وزينه المجالس» داستان را به صورت مختصر درباره امام حسن(ع) آورده، يادآور مي شود که اين جريان در مدينه رخ داد و بعد از ملاقات عبدالله با همسر سابق خود و گريه آن دو، امام او را طلاق داد و وي مجدداً به عقد شوهر سابق خود درآمد و به خانه او رفت.[۴]

 البته منبع مذکور، به جهات زير، از اعتبار و ارزش مناسب برخوردار نيست:

أ) کتاب مذکور، از منابع متأخر و غير مشهور (حدود قرن ده هجري) است، نيز وضع نويسنده، از جهت نسب، تاريخ زندگي، محيط تربيتي، ميزان اعتبار و علميت، به صورت دقيق معلوم نيست.

ب) اين کتاب بعد از مطالعه کتاب «روضه الشهداء» ملا حسين کاشفي سبزواري متوفاني حدود(۹۱۰) و بر اساس و شيوه و اقتباس از آن نگارش يافته است.

نويسنده بعد از تمجيد و تعريف از کتاب «روضه الشهداء» و نويسنده آن مي نويسد: بعد از مطالعه آن کتاب از خداوند خواستم بر اساس و روش وي کتابي بنويسم تا در اين کار از او پيروي کرده باشم.

وي يادآور مي شود اساس و منشأ کتاب مذکور، کتاب «روضه الشهداء» است. «روضه الشهداء» که مستند مهم اين کتاب به شمار مي رود، به سختي نقد شده است.

ميرزا عبدالله افندي اصفهاني از بزرگان قرن دوازدهم، کتابشناس بلند پايه شيعه درباره منابع «روضه الشهداء» بر اين باور است که بيشتر، بلکه تمام روايات موجود در آن، از کتاب هاي غير مشهور، بلکه غير قابل اعتماد نقل شده است. [۵]

ج) داستان مذکور در «روضه الشهداء» نيز نيامده است، چنان که در منابع کهن يافت نشد و نويسنده آن را با تعبير «روايت شده»، آورده، هيچ کدام از راويان يا منابع آن را نام نبرده است!

بنابر اين، اين داستان، درباره امام مجتبي نيز داراي ارزش و اعتبار نيست و به افسانه شباهت دارد.

درباره امام حسين(ع) نيز اعتبار ندارد و افسانه بودن آن نسبت به امام حسين(ع) روشن تر است، وبا مطالبي که ذکر شد، معلوم شد. دقت در جزئيات آن، افسانه بودن گزارش را به خوبي اثبات مي کند.

۹٫ درپایان باید گفت که با صرف نظر از تمامی اشکالات موجود که ذکر شد اگر جریان صحت می‌داشت و اتّفاق افتاده بود، در حقیقت امام (ع) با این کار خود، از طرفی جنایات معاویه و یزید را برای مردم اثبات می‌کند که این ها برای رسیدن باامیال شوم وشیطانی خود به هرکاری دست می زدند.و از طرفی دیگر با این کار از پاشیده شدن یک زندگی موفق وگرم جلوگیری کرده است. 

نتیجه گیری:

باتوجه به اشکالات وارده به این ماجرا که شامل ۱٫ عدم ذکر این داستان دردیگر متون ۲٫عدم ذکر سند برای این مطلب در کتاب یاد شده ۳٫ مشخص نبودن شخصی بنام عبد الله  بن سلام بعنوان والی ونزدیکان معاویه در این زمان ۴٫مرگ ابودردا بعنوان یکی از کسانی که بارها دراین داستان نام اوذکر شده است سالها قبل از بوجود آمدن چنین جریانی ۵٫عدم ذکر نام زنی بنام ارینب با این شهرت دراین دوره تاریخ درمنابع تاریخی ۶٫عدم ذکر سفری برای امام حیسین درمنابع تاریخی دراین زمان ۷٫نسبت دادن سه طلاقه کردن ارینب ازسوی امام حسین (ع)دریک مجلس که از مسلمات فقه شیعه بطلان چنین طلاقی است واین تنها در میان اهل سنت رایج بوده است ۸٫برخی منابع که بجای نام امام حسین (ع) از امام حسن (ع) بعنوان طرف مقابل یاد کرده اند داری ضعف شدید درسند ومحتوی هستند. ۹ . در صورت صحت نیز هیچ منافاتی با روحیه ظلم ستیزی وآزاد امام حسین نداردچراکه امام با این اقدلم خود جلو ظلمی دیگر از ظلم های بنی امیه را گرفت واین سندی بر پلیدی  امویان وشخص معاویه ویزید میباشد که برای نیل به اهدافشان از هیچ اقدامی حتی از هم پاشیدن یک زندگی گرم وصمیمی دریغ نمی کردند.

گروه تاریخ مرکز ملی پاسخگویی به سئوالات دینی

[۱] امامه وسیاسه ، ابن قتیبه دینوری ٍ ج ۱ -از صحفه ۲۱۷تا ۲۲۳

[۲] الکامل، ابن اثیر ج ۳، ص ۱۲۹؛ ‌الاستیعاب، ابن عبدالبرّ ج ۳، ص ۱۲۲۹ ـ ۱۲۳۰؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی ج ۴، ص ۶۲۲٫

[۳] اسدالغابه ،ابن اثیر،ج۳،ص۱۶۱

[۴] تسليه المُجالس وزينه المجالس، ج ۱، ص ۵۱ ـ ۵۲٫

[۵] رسول جعفريان، تأملي در نهضت عاشورا، ص ۳۴۰

متن زیر جلسه سوم سخنرانی آیت الله میرباقری است که در ایام ماه محرم سال ۹۳ در حرم مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها به تاریخ ۱۶ آبان ماه ۹۳ برگزار شده است.

حجت الاسلام میرباقری:

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. الحمدلله رب العالمین. ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و مولانا حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین. و لعنة الله علی اعدائهم أجمعین.

عرض کردیم که وجود مقدس زینب کبری سلام الله علیها در مجلس ابن زیاد در جواب او جمله‌ای را بیان کردند. در همین روز دوازدهم وقتی ایشان بر ابن زیاد وارد شدند، یکی از جملاتی که ابن زیاد گفت این بود که «کَیْفَ رَاَیْتِ صُنْعَ اللهِ بِاَخیکِ» کار خدا را با برادت چگونه دیدی؟ حضرت فرمودند: «ما رَاَیْتُ اِلاّ جَمیلا»؛ من در کار خدا جز زیبایی ندیدم.

در اینجا دو سؤال مطرح است؛ سؤال اول این است که این بلاء عظیم که در آن سیدالشهداء (ع) و اصحابشان به سخت‌ترین وجه به شهادت رسیدند و اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به سنگین‌ترین شکل به اسارت رفتند، خیام حضرت غارت شده، سرهایشان به نیزها رفته و بدن‌ها زیر اسب رفته است، کجای این صحنه‌ها زیبا است؟!

سؤال دوم اینکه آن چشم پاک و مطهری که می‌تواند، جمال صنع خدا را در این سخت‌ترین بلا و در متن این حادثه ببیند، چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

●- در باب سؤال اول عرض کردیم که حادثه عاشورا سه چهره دارد. یکی چهره کار دشمن است که در زشت‌ترین شکل ممکن صورت گرفته است. ما گناهی، جرمی، جنایتی در طول تاریخ، معصیت و استکباری بر خدای متعال، شیطنتی بزرگ‌تر از صحنه عاشورا و کاری که دشمنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله و سلم در عاشورا از قبل صحنه چینی کرده بودند و انجام دادند، نداریم. این چهره مستحق لعن و عذاب و برائت و امثال این‌هاست.

●- چهره دوم کار حضرت و اصحاب و اهل بیت است که در اوج زیبایی است یعنی بالاتر از بندگی و وفای به عهد، رضای به قضاء الهی، تسلیم بودن به خدا و ولیش که در صحنه عاشورا اتفاق افتاده، نداریم که این هم در اوج زیبایی است. سیدالشهداء (ع) وفاءبالله کردند و راضی به قضاءالله بودند و اصحاب و اهل بیت‌شان هم به ایشان وفا کردند و این هم در اوج زیبایی اتفاق افتاده است.

●- چهره سوم عاشورا، تدبیر و ربوبیت خدای متعال است که در متن این حادثه بالاخره جبهه سیدالشهداء (ع) را پرورش داده و ربوبیت کرده و رب العالمین است. از زیباترین چهره‌های خدای متعال ربوبیت او نسبت به اولیاء خداست. حال در این ربوبیتی که خدای متعال نسبت به سیدالشهداء(ع) داشته است جمال کار کجاست؟

*- اولین نکته عرض کردیم وفای سیدالشهداء (ع)، عبادت ایشان، رضای ایشان به قضاءالله، صبر و استواری و استقامت و همه صفات حمیده‌ای که در عاشورا از ایشان تجلی کرده و صادر شده است که همه با عنایت و امداد و توفیق و کمک خدای متعال بوده است. هیچ حسنی از بنده سر نمی‌زند الا اینکه از خدای متعال شروع می‌شود و قبل از اینکه انسان یاد خدا کند، خدا یاد بنده می‌کند.

*- نکته دوم این بود که خدای متعال بعد از اینکه سیدالشهداء (ع) با امداد و کمک الهی به عهدشان وفا کردند، برای بار دوم خدای متعال وفا کردند و در این وفای عهد، بهترین ضیافت را برای سیدالشهداء (ع) و علی اهل بیته رقم زدند. ضیافتی که احدی جز خود نبی اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیتشان علیهم السلام از متن آن با خبر نیستند، «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ» و دوم اینکه بساط شفاعتی را برای ایشان فراهم کردند که ایشان محور نفوس مطمئنه در عالم هستند.

در روایات دیده‌اید که آیه شریفه «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» هم اصلش مربوط به سیدالشهداء (ع) است و بعد همه شیعیان حضرت هم وقتی می‌خواهند از این دنیا بروند با نفس مطمئن و آرام از دنیا می‌ورند و به شفاعت حضرت وارد ضیافت می‌شوند.

این شفاعت حضرت هم شفاعت تطهیری برای همه است و هم شفاعت ترفیع درجه و بالا بردن درجات در قرب و توحید برای همه است، بویژه برای اولیاء خاص خدا مثل انبیاء اولوالعزم و ملائکه مقربین و آنها هم که هر شب جمعه به حرم سیدالشهداء(ع) می‌آیند، بهره‌مند می‌شوند و درجاتشان رفعت پیدا می‌کند. انبیاء و اولیاء هم که برای سیدالشهداء (ع) گریستند و می‌گریند، ترفیع درجه پیدا کردند.

بنابراین خدای متعال به سیدالشهداء (ع) وفا کرده است و وفای خدای متعال به عبد زیباتر از وفای عبد به خدای متعال است. هر چند کار سیدالشهداء(ع) در اوج بندگی و لطافت و جمال است ولی صنع خدای متعال از کار ایشان زیباتر، لطیف‌تر و وفای الهی وفایی کامل‌تر و جامع تر است.

*- نکته دیگری که در جمال صنع الهی هست این نصرتی است که خدای متعال نسبت به سیدالشهداء (ع) داشته اند و ایشان در این صحنه و درگیری پیروز مطلق این میدان جنگ هستند. ممکن است کسی تلقی کند که در این جنگی که در عاشورا اتفاق افتاد، به حسب ظاهر سیدالشهداء(ع) شکست خوردند ولی صددرصد، ظاهرا و باطنا وجود مقدس ایشان پیروز این میدان جنگ هستند و این نصرت الهی است که این پیروزی قطعی سیدالشهداء(ع) را رقم زده و یاری خدای متعال است.

پیروزی سیدالشهداء(ع) جلوه ای از جمال صنع الهی

اما پیروزی سیدالشهداء (ع) جنبه‌های متفاوتی دارد و برای اینکه بفهمیم ایشان پیروز بوده‌اند یا نه؟ چند نکته را باید مورد توجه قرار دهیم.

نکته اول اینکه پیروزی و شکست یعنی چه؟ اگر در یک میدانی که میدان نبرد هم نباشد، انسانی که وارد این میدان می‌شود به هدف خودش برسد و از هدف خودش جا نماند، قطعا پیروز شده است و اگر موانعی سر راه پیش آمد و انسان را از رسیدن به هدف باز داشت، این انسان شکست خورده است.

حال آیا وجود مقدس سیدالشهداء (ع) هدفی داشتند که به آن نرسیده باشند؟ یا نه هیچ هدفی نیست که سیدالشهداء (ع) داشته‌اند الا اینکه به عالی‌ترین وجه به آن دست پیدا کرده‌اند؟ قطعا اینطور است.

اما هدف اولی که سیدالشهداء (ع) داشتند این بود که با خدای متعال در عالم میثاق عهد بندگی بسته بود. آنجایی که خدای متعال صحنه عاشورا را عرضه کردند کسی که پذیرفت، سیدالشهداء (ع) بودند و از قبل خودشان را برای این صحنه مهیا می‌کردند و شیطان هم با تمام وجود مترصد بود که کار را به نقطه‌ای برساند، دشمنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله می خواستند کار را به نقطه‌ای برسانند که این بندگی در نهایت زیبایی اتفاق نیفتد. این تلاش دو طرفه بود، جنگ یا جهاد اعظمی که در حادثه عاشورا اتفاق افتاده همین است؛ یعنی ما یک جهاد اصغر داریم که بنده‌ای در مقابل صف دشمنان می‌ایستد، می‌کشد و کشته می‌شود که حضرت فرمودند این جهاد اصغر است. یک جهاد اکبر داریم و جهاد اکبر این است که در میدان درگیری باطنی که در عالم هست، یک طرف وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه وآله هستند و یک طرف ظلمات شیطان است که در این درگیری انسان، مملکت وجود خودش را به نفع نبی اکرم صلی الله علیه وآله فتح و تسلیم ایشان کند که این جهاد اکبر است.

مجاهده باطنی ما که حضرت از آن تعبیر به جهاد اکبر کرده‌اند این است که در حدیث عقل و جهل حضرت توضیح داده‌اند. در این درگیری که بین شیطان و نبی اکرم صلی الله علیه وآله، بین شیطان انسی و دشمنان نبی اکرم صلی الله علیه وآله با وجود مقدس حضرت هست.

ما باید تلاش کنیم که سرباز نبی اکرم صلی الله علیه وآله باشیم و این جهاد باطنی ما است. اگر ما صفات رذیله را در خودمان سرکوب کردیم و صفات حمیده را در خودمان شکل دادیم و تحلیه (آراسته) به صفات جمیله شدیم، آن وقت ما در این میدان جهاد سرباز نبی اکرم صلی الله علیه وآله می شویم والا اگر صفات رذیله در انسان شکل گرفت، بخل و حسد و حرص و کبر و امثال اینها این سرباز جبهه شیطان می‌شود. این جهاد اکبر ما است، ما باید تلاش کنیم که در جهاد باطنی در صف نبی اکرم صلی الله علیه وآله و سیدالشهداء(ع) بایستیم.

اما جهاد باطنی سیدالشهداء (ع) این نیست بلکه جهادی بسیار فوق العاده است. شیطان دنبال این است که قوای خودش را در عالم گسترش دهد، صفات رذیله را در عالم بسط دهد و سیدالشهداء (ع) می خواهند با قوا و جنود عقل بزنند لشکر شیطان را دور کنند، آن جهاد اعظم و باطنی سیدالشهداء(ع) است.

غیر از این جنگی که شما در ظاهر می‌بینید که یک طرف نفوس خبیثه و رذل با صفات رذیله در مقابل حضرت ایستاده‌اند و یک طرف تمام صفات و کرامت‌های اخلاقی و مکارم اخلاقی است و این دو در ظاهر با هم درگیر هستند، در باطن عاشورا همه قوای شیطانی یک طرف هستند و همه قوای رحمانی هم در طرف دیگر هستند.

باطن عاشورا صحنه بسیار گسترده و عظیمی است و به همین خاطر است که تمام کائنات و عوالم درگیر هستند، چه جنگ های بزرگی که در عالم اتفاق می افتد و خبری از آنها نیست، هیچ اتفاق و غلغله‌ای در عالم ملائکه نمی افتد، اینکه می بینید در عاشورا، عالم ملائکه متلاطم می‌شود، فوق عالم ملائکه، سماوات، زمین و… را در بیانات معصومین علیهم السلام ملاحظه فرموده‌اید، این به خاطر این است که میدان جهاد اعظم وجود مقدس سیدالشهداء(ع) بسیار گسترده است و حضرت با همه قوا دارند در مقابل همه قوای شیطانی در عالم می جنگند و شیطان تمام قوای خودش را به میدان آورده است.

در روایات نقل شده است که وقتی ولیّ خدا به دنیا می آید، شیطان او را رصد می‌کند و فرماندهان خود را جمع می‌کند و به آنها می‌گوید که ولیّ خدا به دنیا آمده است. آنها می‌گویند خب چه اتفاقی افتاده است؟ می‌گوید اگر او به سن رشد برسد همه کار ما را خراب می‌کند و همه رشته‌هایمان را پنبه می‌کند، باید از الان نقشه بکشید. حتی این قدر می‌فهمد که وقتی می گویند خب کاری ندارد، او یک طفل است و می رویم او را می‌کشیم. شیطان می‌گوید این کار صوابی نیست و اگر این کار را بکنید، مهلت خود ما هم به پایان می‌رسد، ما به تبع ولی خدا روی زمین زنده هستیم.

از لحظه اول رصد می‌کند و همه قوای خودش را حول این ولی خدا متمرکز می‌کند، لشکر می‌چیند که این ولی خدا به کار خودش موفق نشود، شیطنت می‌کند و نقشه‌هایی از دور می‌کشد.

در داستان موسای کلیم(ع) آمده است که ایشان مخفیانه وارد مصر شد تا یک سری بزند و ببیند اوضاع چگونه است، وضع جبهه سبطیان و قبطیان به تعبیر دیگر فرعونیان و طرفداران حضرت موسی(ع) چگونه است؟ گشت لحظه خاصی را هم انتخاب کرد به تعبیر قرآن «وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلاَنِ هذَا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ»(قصص/۱۵)، وقتی وارد شهر شد موقعی بود که همه مردم غافل بودند و در لحظه غفلت وارد شد که یک جنگ سر راهش درست شد و دید دو نفر با هم درگیر هستند، یک سبطی و یک قبطی، از موسای کلیم کمک خواست‌، او موسای کلیم را شناخت و جلو رفت و ایشان همین قدر که به آن دشمن ضربه‌ای زد او از پا افتاد. موسای کلیم فرمود این کار شیطانی بود، او دشمن آشکار آدم است.

مأمون در مجلسی به امام رضا (ع) عرض کرد، شما معتقدید که انبیاء معصوم هستند، پس این چه حرفی است که موسای کلیم فرموده که هذا من عمل شیطان؟ به بیان قرآن، خودش دارد اقرار می‌کند. حضرت (قریب به این معنا) فرمودند: «هذا من عمل شیطان» معنایش این نیست که ضربه‌ای که من به دشمن زدم و او را از پا در آوردم، کار شیطانی است؛ او که مستحق قتل بود، او با یک مؤمن درگیر شده بود و داشت مؤمن را از پا در می‌آورد و این نقشه را شیطان کشید که این دعوا را سر راه من موسی راه انداخت.

موسای کلیمی که باید سال ها برود شاگردی شعیب را بکند و انوار تورات را دریافت کند و ید بیضا و عصا و… و با معجزه سراغ فرعون بیاید، نزدیک بود خرج یک سرباز شود یعنی شیطان این گونه ولی خدا را رصد می‌کند و حریف خود ولیّ خدا نیست ولی نفوس دیگر را تحریک می‌کند و سر راه ولی خدا قرار می‌دهد.

شیطان با تمام وجود روز عاشورا در صحنه کربلا آمد تا یک ترک اولی از سیدالشهداء (ع) بگیرد و اگر ایشان یک ترک اولی در بندگی می‌کرد، کار عالم خراب بود، بساط شفاعت و هدایت به هم می‌خورد و لذا نتوانست.

می‌خواست نقطه ضعفی از اصحاب و اهل بیت بگیرد ولی سیدالشهداء(ع) به گونه‌ای اینها را تربیت کرد که نتوانست. پس در بندگی خدای متعال به هیچ وجه موفق نشد که کاری انجام دهد و سیدالشهداء (ع) بندگی را در اوج زیبایی انجام دادند و او تمام توان خود را به کار برد و صددرصد قوای شیطان، شیاطین انس و جن شکست خوردند، صددرصد شکست خوردند نه اینکه یک درصد آن ها پیروز هستند و نودونه درصد سیدالشهداء (علیه السلام).

دومین کاری که سیدالشهداء(ع) می‌خواستند بکنند این بود که واقعا عبادالله را دستگیری کنند، ایشان ابوعبدالله هستند و در این کار هم موفق بودند. صحنه شفاعت سیدالشهداء(ع) یک گوشه‌اش این صحنه‌های زیبایی است که ما روز عاشورا می‌بینیم؛ یک گوشه‌اش این میدان مقاومتی است که شما الان در دنیا می‌بینید که شیعیان سیدالشهداء(ع) در عراق، ایران، لبنان و در سایر دنیا چگونه در مقابل جبهه شیطان ایستاده‌اند و این یک جلوه از شفاعت سیدالشهداء(ع) است و جلوه‌ای از امدادی است که خدای متعال نسبت به ایشان کرده است.

یک جلوه از امداد سیدالشهداء (ع) این پیروزی باطنی حضرت است که دنبال حکومت ظاهری نبودند که بخواهند به قهر و غلبه یک جایی را بگیرند، این گونه که حکومت بر باطن اتفاق نمی‌افتد. حضرت می‌خواستند قلوب به حدی از رشد برسند که آماده شوند و ولایت امام ظهور پیدا کند و ولایت امام را بپذیرند تا با امام رشد کنند. امام می‌خواستند که عالم بیت النور شود و این البته زمان می‌برد و از یک مسیر و درگیری طولانی تاریخی عبور می‌کند.

یک جنگ عظیم تاریخی است و سیدالشهداء(ع) این جنگ عظیم تاریخی را اداره کرده‌اند و هنوز هم ایشان دارند، اداره می‌کنند و پایان این درگیری هم یکی ظهور است و یکی رجعت که غلبه مطلق جبهه سیدالشهداء (ع) است. هم ظهور و هم رجعت غلبه مطلق جبهه حق است و می‌دانید در روایات ما سه روز داریم که ایام الله هستند که غلبه حق در آن ها ظهور پیدا می‌کند، یکی روز ظهور است و یکی رجعت است و دیگری روز قیامت و هر سه روز یوم الحسین است.

وقتی ظهور اتفاق می‌افتد، خدای متعال ظهور امام زمان(ع) و وجود مقدس ایشان را از نسل سیدالشهداء (ع) قرار داده است و بر اساس روایات ظهور ایشان را مزد سیدالشهداء (ع) قرار داده است.

بنابراین درست است که سید الشهداء(ع) آمده در این میدان سختی‌های عظیم و بار هدایت همه عالم را تحمل کرده ولی آنچه خدای متعال به ایشان عطا کرده است هم در باطن و هم در ظاهر یک پیروزی مطلق است یعنی در باطن شیطان با همه قوایی که به میدان آورده به هیچ وجه نتوانسته است در مقام بندگی یک ضعف و حتی یک ترک اولی بگیرد. چون می‌دانید گاهی شیطان برای یک نفر نسیمی را می‌فرستد که کافی است و لازم نیست طوفان بپا کند، ولی وقتی نوبت به خوبان و اولیاء می‌رسد، واقعا طوفان بپا می‌کند «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ…» (أعراف/۲۰۱)

دور متقین گردباد درست می‌کند تا این ها را به دام بیندازد. عده‌ای که متقی نیستند با یک نسیم حرکت می‌کنند ولی وقتی متقی شدید، شیطان برای انسان گردباد و فتنه های سنگین درست می‌کند که از آدم یک گناه صغیره یا یک گناه کبیره بگیرد. وقتی به اولیاء خدا می‌رسد با اینکه می‌داند آنجا هیچ نصیبی ندارد ولی همه قوای خودش را متمرکز می‌کند.

در روز عاشورا شیطان و شیاطین انسی همه قوای باطنی خودشان را در میدان کارزار آورده بودند و به همین دلیل است که عالم ملائکه فوج فوج اجازه می گرفتند تا برای نصرت سیدالشهداء(ع) بیایند و ایشان به گونه‌ای بندگی کردند که همه عالم متحیر هستند. در نقلی در کامل الزیارات آمده است: «لَقَدْ عَجِبَتْمِ نْصَبْرِکَ مَلآئِکَةُ السَّماواتِ» جبرئیل و میکائیل متعجب هستند که سیدالشهداء(ع) چه می‌کند. این پیروزی مطلق سیدالشهداء(ع) در جبهه باطن و ظاهر، منتها عرض کردم که ایشان این جنگ را به پایان نبردند که ما بگوییم چه کسی پیروز شد و چه کسی شکست خورد، سیدالشهداء(ع) وسط معرکه هستند و کار ایشان تا رجعت ادامه دارد.

در روایات است که نامه حضرت که از طرف خدای متعال برای هر امامی آمده است، دو بخش داشته که یک بخش را عمل کردند و یک بخش را در رجعت بر می گردند و عمل می‌کنند. پس سیدالشهداء(ع) پیروز مطلق این میدان هستند و آرام آرام قلوب و ارواح را به سمتی بردند که این ارواح برای درک حقیقت توحید و ولایت آماده شوند تا ظهور و رجعت واقع شود و این اتفاق عظیم بیفتد و این کار را وجود مقدس سیدالشهداء(ع) انجام دادند.

پس یکی دیگر از زیبایی‌های کار خدا این است که خدای متعال سیدالشهداء(ع) را امداد کرده است و قوایی را در اختیار حضرت قرار داده است که حضرت به پیروزی قطعی و مطلق در باطن و ظاهر رسیدند و می‌رسند؛ باطنا هم شما هیچ شکستی در کار ایشان نمی‌بینید، دشمن در این روزها تمام تلاش خود را کرده است که کاروان اسرای سیدالشهداء(ع) یک نقطه ضعف از خودشان نشان دهند ولی نتوانستند یک نقطه ضعف از کاروان اسرا بگیرند.

در بعضی نقل ها آمده که وقتی فرمانده لشکر یزید آمده بود و فتوحات و پیروزی ها را گزارش می داد، یزید یک سؤال از او کرد و گفت پس چرا این قدر شکست خورده هستی؟ چقدر چهره ات عبوس و شکست خورده است؟ افسرده هستی؟ گفت از دست این کاروان، ما هر چه توان داشتیم به کار بردیم که این ها یک نقطه ضعف نشان دهند، نقطه ضعفی از این ها صادر نشد، هر چه تازیانه زدیم و هر چه فشار را بیشتر کردیم، این ها با صحنه ها زیباتر برخورد کردند. پس از زیبایی های صنع خدا این است که سیدالشهداء(ع) پیروز مطلق میدان است و هیچ هدفی نیست که در آن حضرت شکست خورده باشد؛ هم در میدان مجاهده باطنی حضرت صددرصد پیروز هستند و هم در میدان مجاهده ظاهری؛ این صحنه های درگیری عظیم و پیروزی های پیاپی جبهه سیدالشهداء(ع) را می بینید که از روزی که حضرت به شهادت رسیدند، چگونه قلوب بوسیله ایشان هدایت می شوند و چگونه دست شیطان از دل اولیاء خدا، از عقل و از قوایشان کوتاه می‌شود و نمی تواند اولیاء خدا و دوستان اهل بیت و مؤمنین را منحرف کند. هر چه آن ها تلاش می کنند، سیدالشهداء(ع) تلاش آنها را خنثی می‌کند.

و این جریان ادامه دارد تا دوره ظهور و رجعت و قیامت که صحنه قیامت، روز غلبه مطلق سیدالشهداء(ع) است که آن غلبه مطلق را شما در تقسیم شدن اهل محشر به دو دسته بهشتی و جهنمی می‌بینید.

همه بهشتی‌ها آنهایی هستند که شفاعت سیدالشهداء(ع) شامل حالشان شده و همه جهنمی‌ها آن کسانی هستند که از شفاعت ایشان محروم هستند یعنی جبهه شیطان جهنمی‌ها و جبهه سیدالشهداء(ع) بهشتی‌ها هستند.

حقیقت پیروزی مطلق سیدالشهداء(ع) در روز قیامت و حتی تمام پیروزی و غلبه ایشان و امداد و نصرتی که خدای متعال برای سیدالشهداء(ع) فراهم کرده‌اند، معلوم می‌شود. حتی در دوره ظهور و دوره رجعت هم معلوم نمی‌شود با اینکه آن روزها روزهای بسیار بزرگی هستند و ایام الله هستند و تحولات عظیمی در عالم اتفاق می افتد و عالم، عالم دیگری می شود «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»(زمر/۶۹)؛ زمین با تجلی امام نورانی می‌شود و عالم، عالم دیگری می‌شود و یک قطعه بهشت می‌شود، ولی در عین حال همه نصرت و پیروزی سیدالشهداء(ع) در ظهور و رجعت هم آشکار نمی‌شود بلکه اصل پیرزی و غلبه ایشان در قیامت آشکار می‌شود؛ آنجایی که صفوف بهشتی‌ها و جهنمی‌ها از هم جدا می شود و معلوم می شود که پیروز میدان کیست؟

در روایت دارد آنجاست که شیطان نگاه می‌کند که هر چه آدم خوب هست طرف سیدالشهداء(ع) است و هر چه آدم به درد نخور و آدمی که خیری در او نیست، طرف شیطان است. آدم‌ها و موجوداتی که در جهنم با همدیگر درگیر هستند، شیطان با آن ها و آن ها با شیطان، حالا منازعات اینها در جهنم را خدای متعال در قرآن بیان کرده است.

پس این هم یکی از چهره های جمال کار سیدالشهداء(ع) است و جمال صنع الهی است که خدای متعال پیروزی مطلق را شامل حال ایشان قرار داده است و قطعا حضرت هیچ شکستی حتی در ظاهر نخوردند و نمی خورند «…أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»(آل عمران/۱۳۹)، «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ»(منافقون/۸) همه عزت از آن خدا و رسول خدا و مؤمنین است. محال است که امام ذلیل شود و از دشمن شکست بخورد، نصرت الهی نسبت به امام و عزتی که خدای متعال در وجود مقدس امام و جبهه او قرار داده است، موجب غلبه مطلق سیدالشهداء(ع) است.

مشاهده جمال صنع الهی نتیجه مقام محبت و رضا

اما سؤال دوم، زینب کبری سلام الله علیها که در متن و کانون این بلا واقع شده است و در این حادثه مبتلاترین هست و سخت ترین صحنه های ابتلا برای ایشان پیش آمده است، چگونه این جمال را می بینند؟ انسان تا در مقام محبت خدای متعال قرار نگرفته باشد، حجاب ها از جلوی چشم او کنار نمی رود تا بتواند جمال صنع خدا را مشاهده کند.

انسانی که در مقام محبت و مقام رضا است به اندازه‌ای که در مقام محبت و رضا است، حجاب از جلوی چشم دلش کنار می رود و مشاهده جمال می کند و از آن لذت می‌برد. آن انسان‌هایی که در اوج محبت خدا هستند، هر چه در عالم نگاه می کنند جز جمال نمی بینند نه اینکه جمال مصنوعی است نه اینکه تلقین است، یک جمال حقیقی است منتها این جمال الهی آن قدر مشاهده اش عظیم هست که تنها قلوبی می توانند زیبایی صنع خدا را، جمال الهی را در فعل و ربوبیتش مشاهده کنند که در مقام محبت و رضا باشند.

انسان تا در مقام محبت و رضا قرار نگرفته است، نمی تواند زیبایی کار خدا را در بلا ببیند. لذا ممکن است بر بلا صبر کند و می‌داند که خدای متعال مهربان است مثلا آدم را بیمار کرده، ده سال صبر می‌کند و شکایت هم نمی‌کند، ولی زیبایی و جمال صنع خدا را مشاهده نمی‌کند مگر در مقام رضا باشد. اگر در مقام رضا بود، زیبایی کار خدا را با خودش مشاهده می‌کند و درک جمال می‌کند، درک جمال حاصل مقام محبت و رضا است و به اندازه‌ای که انسان در مقام محبت و رضا رفعت پیدا کند به او اجازه می‌دهند و حجاب‌ها را بر می‌دارند و پرده از جمال صنع خدا برداشته می‌شود و زیبایی صنع خدا را می‌بیند.

حال یک موقعی حجاب از جلوی چشم انسان کنار می‌رود و جمال صنع خدا، ربوبیت خدا و لطف خدا را در عالم طبیعت می‌بیند مثلا رویش گیاهان را که می بیند، غرق در بهجت می شود یا غروب و طلوع خورشید و غروب و طلوع ستارگان را که می بیند و از این دست تدبیر خدای متعال و زیبایی صنع او با همه مخلوقات، غرق در ابتهاج و نشاط می شود. این بهجت هایی برای خوبان و اولیاء خدا است تا آنجایی که حجاب از جلوی چشم انسان کنار برود و بتواند ملکوت و فوق عالم ملائکه را ببیند. آن وقت بتواند جمال صنع خدا را در باطن حادثه عاشورا با سیدالشهداء(ع) ببیند و آن کسی که می تواند در روز عاشورا در گودی قتله گاه باشد و از بالای تل زینبیه گودی قتله گاه را ببیند و در متن دیدن گودی قتله گاه دو جمال مشاهده کند، یکی جمال عبودیت سیدالشهداء(ع) و بالاتر از آن جمال ربوبیت خدای متعال را زینب کبری سلام الله علیها است.

مقام خیلی رفیعی را در توحید می‌خواهد و به هر کسی که نشان نمی‌دهند. ممکن است حجاب از جلوی چشم آدم کنار برود و ببیند که خدای متعال چقدر این پرنده را زیبا آفریده است و غرق در لذت شود ولی اینکه انسان بتواند روی تل زینبیه بایستد و جمال صنع خدا را در گودی قتله گاه ببیند که آنجا (قتله گاه) فوق عرش است، اینکه مُقبل دارد «اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد» واقعا هم همینطور است، حضرت فوق عرش هستند.

 

اگر کسی در باطن، آن اتفاقاتی را که دارد در باطن عاشورا می‌افتد، مشاهده کند و در مقامات رفیع سیدالشهداء(ع)، بندگی ایشان که فقط بندگی ظاهری در گودی قتله گاه نبود بلکه همه عوالم وجودی سیدالشهداء(ع) روز عاشورا در حال سجده در مقابل خدای متعال بود و به همین دلیل است که همه عوالم درگیر هستند و در همه این عوالم خدای متعال با لطافت و محبتی که فوق محبت سیدالشهداء(ع) به خدا است با او برخورد می کرد، هم سیدالشهداء(ع) ابراز محبت می کرد و هم خدای متعال محبت به ایشان و محبت خدای متعال خیلی لطیف‌تر از محبت سیدالشهداء(ع) است.

آن چشم زیبایی که می‌تواند در صحنه عاشورا و در متن آن صحنه سنگین، همه عوالم سیدالشهداء (ع) را ببیند و زیبایی صنع خدای متعال را، لطف خدا و محبت خدا به سیدالشهداء(ع) را در همه آن عوالم مشاهده کند، آن زینب کبری سلام الله علیها است و کار من و شما نیست، اوست که می‌تواند حتی در مجلس ابن زیاد آن صحنه اسارت را وقتی می بیند، سر مطهر سیدالشهداء(ع) را که در تشت مقابل ابن زیاد می‌بیند در همان صحنه وقتی چهره و ظاهر صحنه کنار می‌رود، باطن عبادت سیدالشهداء(ع) و اهل بیت و زیبایی بندگی آنها و مهم‌تر از آن زیبایی محبت و لطف و دستگیری و عنایت و مرحمت خدای متعال را به سیدالشهداء(ع) و ضیافت حضرت را می‌بیند. آنچه موجب می شود که زینب کبری سلام الله علیها در مجلس ابن زیاد و درآن صحنه سنگین همین که صحبت از صنع خدا به میان می‌آید، می‌فرماید « ما رأیت الا جمیلا » این است که ایشان در مقام محبت و رضای الهی است آن هم در اوج نه در مقام نازل. لذا او حقیقتا در صحنه عاشورا صحنه سوم را هم دیده است.

ما و انسان‌هایی که مثل ما محجوب هستند معمولا آن صحنه دوم را نمی‌بینیم، وقتی نگاه می‌کنیم که گیاهی می‌روید، عوامل طبیعی را می‌بینم اما هیچ وقت ربوبیت خدای متعال را مشاهده نمی‌کنیم و خیلی که رشد کنیم آن وقت می‌توانیم آن زیبایی صنع خدا را که چشم باطنی می‌خواهد ببینیم.

به این سادگی نیست که انسان همین که رویش گل را می‌بیند، دست محبت خدا را ببیند که دارد گل را پرورش می‌دهد، در بهار محبت خدا را ببیند و در پاییز هم محبت خدا را ببیند. حالا ببینید چه کسی را می توانند در صحنه عاشورا راه بدهند و بعد هم از جلوی چشمش حجاب را کنار بزنند و در پشت صحنه عاشورا یعنی لطف حضرت حق، دست تدبیر حضرت حق و ربوبیت حضرت حق را در اوج جمال مشاهده کند و بفرماید «ما رأیت الا جمیلا».

این مقام وجود مقدس حضرت زینب کبری سلام الله علیها است که هم در بلا راهش دادند و هم جمال بلا را به ایشان ارائه کردند و در مقامی از توحید هستند که می‌توانند آن صحنه‌های زیبایی ربوبیت و صنع خدای متعال را با سیدالشهداء(ع) مشاهده کنند نه با ملائکه، نه با عالم طبیعت و نه با مؤمنین. این کار خود زینب کبری سلام الله علیها است که مستغرق در توحید است و اینطور نیست که به تعبیر بزرگان متمکن از توحید باشد بلکه همیشه در مقام توجه به خدای متعال و در مقام قرب است و لذا در همه احوال و در سخت ترین حالات هم می‌ تواند دست محبت خدا و لطف او و عنایت خدای متعال را همراه با خودش و با همه عالم مشاهده کند.

 

منبع:

پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید محمد مهدی میرباقری

 

سئوال:

باوجود عدم دسترسی امام ویارانش به آب در روز عاشورا  چگونه ایشان درشب عاشورا از داروی نظافت  استفاده کرده اند وغسل نیزنموده اند؟

ما در جواب این سوال ابتدا به مسئله استفاده از داروی نظافت میپردازیم و در ادامه به بررسی غسل شب عاشورا میپردازیم .چرا که مسئله استفاده از داروی نظافت خود بحث وجواب جداگانه ای می خواهد.

اما قبل از آن یاد آوری یک نکته ضروری است که منع آب در کربلا و مسئله عطش از مباحث  مسجل درتاریخ می باشد.[۱] و اینکه شبهه را برای این مطرح کرده اند که در این مطلب تشکیک کنند ومستند این شبهه نیز چند منبع تاریخی است. که این منابع   عبارتند از: طبري در: تاريخ الأمم و الملوك[۲]، و بلاذري در: انساب الاشراف[۳].که درهردو منبع فقط استفاده از نوره آمده است واشاره ای به غسل کردن حضرت نشده است.[۴]

بعداز ذکر این مقدمه ما به بیان جواب سوال می پردازیم :

استفاده از داروی نظافت

ماجرای استفاده از داروی نظافت در تاريخ طبری ، و انساب الاشراف با ترتیب این عبارت آمده است: « ثم دخل الحسين ذلك الفسطاط فتطلى بالنوره »و « أمر الحسين بفسطاط فضرب فأطلى فيه بالنورة»[۵] آمده است.

دلائل نقد :

۱٫آنچه باعث ضعف وعدم مقبولیت این گزارش میشود اینست که در برخی منابع مهم تاریخی (که یا مقدم بر این منابع هستند ویا از لحاظ سند در نقل جریان عاشورا یکی هستند)به این جریان اشاره نکرده اند ،برخی  منابع که به استفاده از داروی نظافت  اشاره نکرده اندعبارتند از :

الاخبار الطوال تألیف ابی‌حنیفه ، احمد بن داود دینوری (متوفای ۲۸۲) که پیش از طبری بوده، نیامده است.[۶]در کتاب ارشاد شیخ مفید نیز این موضوع نقل نشده است،[۷] در کتاب «وقعه الطف»  [۸] و مناقب ابن شهر آشوب[۹] (متوفای ۵۸۸) نیز این مطلب ذکر نشده است.
وحتی این جریان در کتاب‌های با ارزش متاخر مانند مقتل الحسین مقرم[۱۰]، نیز گزارش نشده است  .

با توجه به آنچه بیان شد معلوم میشود که این جریان نمی تواند چندان اعتبار تاریخی داشته باشد .

۲٫ این احتمال نیز وجود دارد که کتبی که این گزارش درآنها ذکر شده است،دچارتصحیف شده باشند.،چراکه متون قدیمی بی نقطه بوده اند واحتمالا درنسخ اصلی  کلمه تور «ظرف برنجي يا سنگي»[۱۱]بوده است که به نوره تصحیف شده و مويد ادعاي فوق آن‌كه اين ترجمه عبارت تور توسط برخي مورّخان به كار رفته است. به عنوان مثال گزارش ابو علي‌مسكويه او تنها سخن از مشك به ميان آورده مي‌نويسد: و أمر الحسين بمسك فميث في جفنة عظيمة و أطلي: حسين(ع) دستور داد در باديه‌‌اي(ظرفي) بزرگ، مُشْكي حل كردند و آن را بر بدن خود ماليد … [۱۲]

علاوه بر این دراین دو کتاب(تاریخ طبری و انساب الاشراف) قبل از ذکر نوره دستور امام برای آماده کردن مشک  آمده است.واین خود دلیل مهمی برتصحیف میتواند باشد.[۱۳]

باتوجه به آنچه بیان شد واینکه کلمه تور صحیح باشد ، ترجمه اين فراز از تاريخ اين‌گونه مي‌شود: «پس از دستور امام، مُشكي (آورده و آن) را در آن ظرف به هم زدند و آماده كردند و سپس به ترتيب، امام و يارانش بدن خود را با آن خوشبو كردند»

غسل

مسئله غسل کردن در شب عاشورا توسط شیخ صدوق درامالی ذیل بشرح آورده است :«ثم إن الحسين ع أمر بحفيرة فحفرت حول عسكره شبه الخندق و أمر فحشيت حطبا و أرسل عليا ابنه ع في ثلاثين فارسا و عشرين راجلا ليستقوا الماء و هم على وجل شديد و أنشأ الحسين ع يقول …

ثم قال لأصحابه قوموا فاشربوا من الماء يكن آخر زادكم و توضئوا و اغتسلوا و اغسلوا ثيابكم لتكون أكفانكم ثم صلى بهم الفجر[۱۴].»

نفد :

۱٫این جریان تنها درامالی بدین گونه آمده  است (واگردرجای دیگری یافت شود بنقل از امالی صدوق است ) و این نقل باایراداتی مواجه است ازجمله اینکه:

 – واقعه آب آوردن حضرت علی اکبر وآنچه بعد از آن ذکر شده بااین اهمیت در متون  تاریخی وحدیثی معتبرچون کتب اربعه حدیثی شیعه نیامده است واین میتواند نشان از ضعف این روایت باشد.

– ضمن اینکه برخی افراد درسند مثل« أبو سعيد الحسن بن عثمان بن زياد التستري »روایت آمده است که درکتب رجالی وتراجم مطلبی درموردشان نیامده است  .

۲٫مسئله غسل کردن درمتون معتبری چون تاریخ طبری ،انساب الاشراف ، الارشاد ،اخبارالاطوال و وقعه الطف نیامده است ومیتواند نشان از ضعف گزارشات پیرامون این مسئله باشد.

۳٫در صورت پذیرفتن مسئله غسل این دلیل رامیتوان درچند بندآورد :

– امام حسين ـ عليه السّلام ـ مي‎دانست “ حضرت ویارانش سيراب باشد يا تشنه، ایشان  را به شهادت مي‎رساندند.

ضمن آنکه حضرت مي‎دانست، هيچ يك از اهل‎بيت به خاطر تشنگي هلاك نخواهد شد،چرا که حداکثرزمان تشنگی یک روز بوده است که قابل تحمل برای یک انسان معمولی  است .لذا آنچه درآن شب باعث قوت قلب بیشتر یاران امام میشد آمادگی بیشتر برای شهادت بود که غسل شهادت و آماده شدن برای شهادت را میتوان یک حرکت عالی درجهت این امر دانست.

– امام ـ عليه السّلام ـ مأمور عمل به ظاهر است. و با وجود  این احتمال که یاران حضرت بار دیگر می توانندآب بیاورند غسل کردن ودیگر موارد ذکر شده ایرادی بر حضرت وارد نمی کند .

 

گروه تاریخ مرکز ملی پاسخگویی به سئوالات دینی

 

  

 

 

 

[۱] طبري ، ج۴، ص ۳۱۱-۳۱۲؛ ارشاد، ج۲، ص ۸۶٫ اخبار الطوال، ص ۲۵۵؛ ارشاد، ج۲، ص ۸۶٫[۲] تاريخ الأمم و الملوك، ج۵، ص۴۲۳؛
[۳] انساب الاشراف، ج۳ـص ۱۸۷؛
[۴] متن عبارت در تاریخ طبری : امر الحسين بفسطاط فضرب، ثم امر بمسك فميث في جفنه عظيمه او صحفه، قال: ثم دخل الحسين ذلك الفسطاط فتطلى بالنوره
[۵] .تاریخ طبری ج۵٫ص۴۲۳-انساب الاشراف ،ج۳ص۱۸۷
[۶] ابو حنيفه دينورى‏، الأخبار الطوال ،ناشر: رضى‏،مكان نشر: قم‏،سال چاپ: ۱۳۶۸ ش‏، ص ۲۵۴-۲۵۶٫
[۷] ارشاد مفید،ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران ،انتشارات علمیه اسلامیه، ج۲، ص ۸۶-۹۶٫
این در حالی است که مأخذ شیخ مفید و طبری، در بیان وقایع عاشورا مشابه است .اگر چنین مطلبی معتبر بود، قطعاً شیخ مفید آن را نقل می‌کرد.
[۸] وفعه الطف، ص ۱۹۰-۲۰۵٫ (این منبع همان مقتل ابی مخنف است که مهم‌ترین و معتبرترین اثر در حادثه کربلا،که اصل آن کتاب از بین رفته و مطالب آن در کتاب‌های مختلف استوتوسط آقای یوسفی غروری به این نام جمع آوری شده است.)
[۹] مناقب، ج۴، ص ۱۰۶-۱۰۹٫
[۱۰] مقتل‏الحسین، (ع)، عبدالرزاق موسوی مقرم، چاپ پنجم،قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۳۹۹ ق، ص ۲۱۵-۲۲۰٫
[۱۱] ابن‌اثير، مؤلف «النهاية في غريب الحديث و الاثر» در مورد لغت تور مي‌نويسد: في حديث ام سليم أنها صنعت حيسا في تور، و هو اناء من صفر، او حجارة كالاِجانة قد يتوضأ منه- در حديث «ام سليم» آمده است كه او در تور، حيس(غذايي مركب از خرما و روغن و سويق) آماده كرد، تور، ظرفي برنجي يا سنگي است مانند طشت كه گاهي در آن وضو مي‌گيرند. النهاية في غريب الحديث و الاثر، ج۱، ص۱۹۹-  لسان‏العرب، جلد ۴، ص ۹۶
[۱۲] تجارب الامم، ج۲، ص۷۰
[۱۳] متن عبارت در تاریخ طبری : امر الحسين بفسطاط فضرب، ثم امر بمسك فميث في جفنه عظيمه او صحفه، قال: ثم دخل الحسين ذلك الفسطاط فتطلى بالنوره
[۱۴]الأمالي‏صدوق، مجلس ۳۰،ص : ۱۵۶-۱۵۷

 

 

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و مرکز پاسخگویی (مرکز پاسخگویی): چقدر رشته‌ی روانشناسی، می‌تواند در شناخت جنگ نرم و نیز کنش‌ها و واکنش‌های اذهان عمومی و عواطف و احساسات آنها و نتایج حاصله، مؤثر واقع گردد.

به نظر ما که همه اینها نمایشنامه و سرگرمی‌های هدفمند، جهت انحراف اذهان عمومی از یک سو و ضد تبلیغ گسترده از سوی دیگر می‌باشد! ما سؤال می‌کنیم: «کدام گشت ارشاد» – «کدام برخورد» و «کدام مردم و تنفرشان»؟!

●- در طول مدت یک هفته که بحران ارزی، اقتصاد این مملکت را هدف گرفت و نرخ دلار یک دفعه از ۳۵۰۰ تومان، به ۶۰۰۰ تومان رسید و ناگهان آقای جهانگیری [معاون اول رئیس جمهور]، با یک فرمان نرخ را ۴۲۰۰ تومان اعلام نمود، اذهان عمومی به چه مشغول بودند؟!

●- ناگهان دانشجویان سطوح عالی که منتظر دریافت مدرک دکتری خود هستند، به تظاهرات مقابل دانشگاه آزاد دعوت شدند تا انتظارات خود مانند: یکسان سازی ضوابط و … را مطالبه کنند! نماینده‌ی هر رشته را به داخل خواستند و گفتند: «بروید خانه‌هایتان، تا روز سه‌شنبه که اخبار خوشی به شما دهیم»؛ یعنی فردای ابلاغ آقای جهانگیری! سپس نه خواسته‌ها برآورده شد و نه دیگر کسی مطالبه‌ای داشت. در واقع دانشجویان فرهیخته سطح دکتری، برخی از استادان و … همه بازی خورده بودند.

●- در این فاصله، اذهان عمومی چهل میلیون کاربر ایرانی این تلگرام صهیونیستی نیز درگیر فیلتر شدن یا نشدن آن گردیدند! حتی مقامات رسماً اعلام کردند که بسته خواهد شد و پس از هفته‌ی دلار، رسماً اعلام کردند که بسته نخواهد شد!

●- مسئولان ارشد شهر تهران بزرگ (پایتخت) نیز درگیر استعفای شهردار (نجفی)، پذیرش یا عدم پذیرش آن از سوی شورای شهر و گمانه‌زنی در مورد جانشین شدند و البته اذهان عمومی قشر کثیری از مدیران شهرداری‌ها، شورای شهرها، شرکت‌های بزرگ و کوچک پیمانکار و … نیز مشغول این قصه شدند!

●- پس از این جوّها و پایان ماجرای دلار، در حالی که جمهوری اسلامی ایران، مجدداً حتی از سوی اتحادیه‌ی اروپا که مدعی دفاع از برجام می‌باشد، محکوم به تحریم‌های جدید گردید؛ امریکا و دو کشور اروپایی [فرانسه و انگلیس]، مستقیماً به سوریه حمله نظامی کردند و در پیامد آن به ایران تاختند و …؛ اذهان عمومیِ مشغول در فضای مجازی، متوجه یک کلیپ “گشت ارشاد” گردیدند!

●- برای آن که اذهان این موضوع را برای توجه و مشغولیت جدی بگیرند، رسانه‌هایی به تنور آن دمیدند و حتی چند نماینده‌ی مجلس نیز موضع گرفتند! و سپس عده‌ای سریعاً در فضای مجازی، سخن از “تنفر از اسلام، اجباری نبودن حجاب و …” را دامن زدند تا مسئله تمام نشود.

●- در طی مدت اکران این نمایشنامه، یک نفر از قم پیشنهاد داد که “قم، مانند واتیکان، به کشوری مستقل مبدل گردد”! همان پیشنهادی که شاپور بختیار انگلیسی داده بود. و البته مدت کوتاهی قبل از آن نیز یک نماینده مجلس گفته بود: «جزایر کوچک ایران در خلیج فارس را به امارات بدهیم و به جایش پول بگیریم»!

●- هیچ کدام از این مسائل و مصائب بزرگ سیاسی، امنیتی و اقتصادی، نه پیگیری اطلاعاتی داشت و نه قضایی [یا دست کم اطلاع رسانی نشد و رسانه‌ای نگردید]! اما اذهان عمومی مشغول خبر بازداشت “مشایی و بقایی” گردیدند، در حالی که پرونده‌ی برادر رئیس جمهور و برادر معاون اول رئیس جمهور، هنوز باز، مبهم و البته فراموش شده در اذهان عمومی می‌باشد!

●- مردم تهران و بالتبع ایران، همین دو ماه پیش، شاهد یک جنایت خیابانی فجیع، توسط دراویش گنانابادی، در خیابان پاسداران شدند و فیلم رد شدن از روی مردم با اتوبوس و خودروی شخصی را هم دیدند، خبر شهادت پنج نفر را هم شنیدند؛ اما هیچ جوّی درست نشد که هیچ، بلکه حتی برخی از مسئولین بلندپایه، سریعاً موضع گرفتند که «البته این دراویش آدم‌های خوبی هستند و …»!

حال چه شده که با دیدن یک صحنه‌ی خیابانی، ندیدن فحاشی یک نفر، دیدن برخورد طرف مقابل و …، مسئله را از برخورد شخصی نیز فراتر برده و بحث از “اجباری بودن یا نبودن حجاب”، “تنفر از اسلام یا …” را مطرح می‌کنند؟! این کدام مردمند؟!

حکایت:

همین چند شب پیش، در غرب تهران، مردم محله‌ای شاهد درگیری میان دو سه بسیجی و دو نفری که در حال فرار بودند شدند. دست یکی از بسیجی‌ها خون‌آلود بود و البته دو فراری نیز با زد و خورد دستگیر شدند. چرا که دستگیری مجرم در حال فرار، با دعوت به گفتمان و لبخند، به انجام نمی‌رسد.

در میان عده‌ای که جمع شده بودند، سریعاً چند نفر شروع به جوّسازی علیه این دو بسیجی و دلسوزی برای آن دو فراری نمودند و زیر لب به بسیجی‌ها فحش می‌دادند: «ای نامردها، ای بی‌شرف‌ها، ای جلادها و …»!

دقایقی نگذشت که بسیجیان دیگر نیز به محل اعزام شدند و البته یک مادر و دختر گریان و لرزان را نیز (برای شناسایی مجرمان فراری) به محل آوردند.

کاشف به عمل آمد که این مادر و دختر، کنار خیابان منتظر تاکسی بودند که این دو جانی مقابل آنها توقف می‌کنند و می‌گویند: «بیایید بالا» و چون با امتناع و مقاومت آن دو مواجه می‌شوند، یکی از آنها پیاده شده و با کمربند به جان این دو نفر می‌افتد و سپس دوتایی می‌خواستند که این مادر و دختر را وارد خودروی خود کرده و فرار کنند! و البته کمی هم مست بودند. اما یک بسیجی موتوری – از همین لباس شخصی‌ها که فحش‌شان می‌دهند – صحنه را می‌بیند و به کمک می‌آید، آن دو هنگام فرار به او می‌زنند که دستش مجروح شده بود و … .

حالا، آن عده‌ی معدود و جوّساز و بیماری که فحش می‌دادند، خیلی آرام از جمعیت جدا شده و رفتند و سایرین، با سلام و درود، آن بسیجی‌ها را دعا می‌کردند! و البته بعید نیست که برخی از برخورد فیزیکی هنگام دستگیری نیز فیلم گرفته باشند و مدتی بعد فقط همین قسمت را در فضای مجازی پخش کنند و با تهییج احساسات مردم، علیه بسیج و … شعار دهند!

●●●- حالا، ماجرای این کلیپ نیز اگر راست باشد؛ این است که مأموری به خانم قانون شکنی، تذکری داده و او فحاشی کرده است، خب دو غلط کرده است، هم رفتاری ناهنجار در منظر عمومی داشته و هم فحاشی کرده است. اگر به غیر از مأمور نیز به کسی چنین فحش‌هایی می‌داد، تو دهنی محکمی می‌خورد، این که تعارف ندارد. اگر در امریکا بود که مأمور سریعاً ۲۴ گلوله در شکمش خالی می‌کرد و می‌گفت: «چون فحش داد، ترسیدم حمله کند و کشتمش».

حالا، آن که اساساً متنفر است و فقط دنبال بهانه برای توجیه تنفر خود می‌گردد، دستاویز پیدا می‌کند و البته خودش هم می‌داند.

اجرای قانون یا دعوت:

هر قانونی (در هر کجا) ضمانت اجرایی دارد که در برخورد قانونی پلیس، دستگاه‌های امنتی و انتظامی، دادگاه‌ها و مجازات‌ها تعریف می‌شود.

بنابراین، برخورد پلیسی با ناهنجاری‌ها و جرم‌ها، “تبلیغ و دعوت” نیست که هدفش تقویت اعتقادات باشد، بلکه “مقابله و بازدارندگی” می‌باشد؛ حال خواه کسی که می‌بیند، خوشش بیاید و یا بدش بیاید.

اگر پلیس (در هر مملکتی) به حق یا ناحق، دستور ایست، حرکت، بازداشت، سوار شدن در خودرو و … دهد، باید سریعاً انجام گردد، و کار به دادگاه سپرده شود؛ نه این که با پلیس مقابله شود. این هم یک طرح و دستور العمل جدید برای ایجاد ناامنی و اغتشاش می‌باشد.

 

مشارکت و هم‌افزایی (سؤال به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

با توجه به کلیپی که از برخورد زشت مأمور گشت ارشاد پخش گردید، آیا این کارها اثر مثتبی در رشد اعتقادی مردم دارد؟ تجربه خلاف آن را نشان می‌دهد.

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9193.html

 

 

 

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای مرکز پاسخگویی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.