بزرگ‌ترین منبع درس‌آموزی از تجربه دیگران و پرهیز از خطا نیز ظاهراً تاریخ است. به همین سبب خواندن تاریخ و توصیه به آن خود نشانه خردمندی است و نیز امام علی (ع) در نامه ۳۱ نهج البلاغه بر اهمیت تأمل در تاریخ و مرور زندگی پیشنیان تأکید فراوان داشته است. با این حال به نظر می‌رسد کسانی از تاریخ و تجارب رایگان آن طرفی نمی‌بندند و همواره خطای گذشتگان را تکرار می‌کنند. 

کتاب خوشخوان تاریخ بی‌خردی از تروا تا ویتنام (باربارا تاکمن، ترجمه حسن کامشاد، تهران، کارنامه، ۱۳۸۸) گزارش شیرینی است از اینکه سیاستمداران کمتر از تاریخ می‌آموزند و به همین سبب شاهد آن هستیم که گاه خطایی را بارها و بارها در طی تاریخ به شکل یکسانی تکرار می‌کنند.

محور اصلی کتاب تاریخ بی‌خردی، آن است که سیاستمداران و حاکمان در طول تاریخ خطاهایی چنان فاحش مرتکب می‌شدند و می‌شوند که خطا بودن آن کارها در همان زمانها آشکار بوده است. برای مثال، حاکمان تروا نباید اسب تروا را وارد شهر می‌کردند و دست کم به توصیه دیگران گوش می‌کردند و اسب را که دامی آشکار بود، بررسی می‌کردند. اما قدرتْ گوش شنوا ندارد. همچنین رفتار بریتانیا در برابر مردم آمریکا پیش از استقلال آن کشور و تحمیل مالیات‌هایی که مشخص بود مردم را به شورش بر ضد بریتانیا می‌کشاند نمونه دیگری از این خطاست. نویسنده این مطلب را از تروا تا زمان معاصر پی می‌گیرد و با آوردن نمونه‌هایی زنده و پرشور خطاها را بر می‌شمارد. به گفته او «انسان ظاهراً در حکومت بیش از هر رشته دیگر فعالیت‌های بشری بی‌کفایتی نشان می‌دهد.» و عقل و تجربه را کمتر به کار می‌گیرد (ص۲۳).

از نظر نویسنده، سیاستی نابخردانه است که در آن سه شرط فراهم باشد: نخست، طبق معیار زمان اجرا بی‌خردانه به شمار رودْ نه آن که با معیارهای امروزی درباره گذشته بخواهیم داوری کنیم. دوم، راه دیگری برای پیمودن مسیر وجود داشته باشد، نه آن که تنها مسیر همین  مسیر خطا بوده باشد. سوم، «سیاست مورد بحث متعلق به گروه باشد، نه یک فرد حکمران و از طول عمر سیاسی یک نفر تجاوز کند». (ص۲۵)

با این نگاه خانم باربارا تاکمن معتقد است که شهوت قدرت مهم‌ترین عامل بی‌خردی سیاسی بوده است و «بالاترین جولان‌گاه بی‌خردی هنوز حیطه حکومت است، چون آن جا است که آدمی بر دیگران تسلط می‌یابد و سپس تسلط بر خود را از دست می‌دهد». به همین سبب تامس جفرسن که تجربه انواع مقامات را داشت، به دوستی نوشت: «بشر هر وقت نگاه حسرت‌آمیز [به مقام] انداخته، در رفتارش گند و فساد پیدا شده.» (ص۵۰۳)

ظاهراً انتظار تجربه‌آموزی و درس گرفتن از گذشته برای حاکمان منتفی است. لذا به نوشته نویسنده، آمریکا از ویتنام تجربه نگرفت و در پی تکرار خطای خود در ایران برآمد. اعتراف به خطا نیازمند آن است که «سیاستمدار شهامت اخلاقی» داشته باشد. اما «اذعان به اشتباه برای سران دولت‌ها تقریباً محال است». (ص۵۰۵)

حال اگر سیاستمداران از تاریخ درس نمی‌گیرند و عامه مردم هم که چندان به آن نیاز ندارند، و دیگر «گذشته چراغ راه آینده» نیست، آیا بهتر نیست که اصولاً درس تاریخ از مدارس و رشته تاریخ از دانشگاه برچیده شود؟

گفتنی است که این کتاب پیش‌تر با نام سیر نابخردی از ترویا تا ویتنام (تهران، فرزان روز، ۱۳۷۵) منتشر شده بود و دوباره با اندکی تغییر در نام از سوی نشر کارنامه منتشر گشت.



بارابارا تاکمن مورخ معاصر و نویسنده پرفروش این کتاب را در سال ۱۹۸۴ با نام «قدم رو حماقت: از تروی تا ویتنام» (The March of Folly: from Troy to Vietnam) منتشر کرد و بابت آن جایزه پولیتز را دریافت کرد.

۲۶ فروردین ۱۳۹۷

@hassan_eslami

 

 

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و مرکز پاسخگویی (مرکز پاسخگویی): جایگزینی هیچ حکمی به جای حکم خدا، نه تنها بهتر نیست، بلکه کاملاً شرکی متکبرانه است!

گاهی مرکز پاسخگویی، صرفاً مرکز پاسخگوییی نیستند که به ذهن کسی خطور کرده باشند، بلکه کاملاً سازماندهی شده و هدفمند می‌باشند؛ از این‌رو در هر برهه یا موضوعی، با شبهه‌ای که در خاتمه به پیشنهاد یک جایگزین به جای حکم می‌باشد، مواجه می‌گردید!

آیا بهتر نبود، به جای نماز، با خدا درد دل می‌کردیم؟! آیا بهتر نبود به جای زیارت، به فقرا می‌رسیدیم؟! آیا بهتر نبود، به جای بزرگداشت نهضت کربلا در محرم، هزینه‌اش را صرف فقرا می‌کردیم؟! … و خلاصه، دائماً با «آیا بهتر نبود به جای این، آن را می‌گذاشتیم؟!» مواجه می‌گردید و یک کلمه‌ی “فقرا” نیز در آن گنجانده می‌شود که هم مطلب انسانی جلوه کند و هم تحریکات احساسی، به مدد انحراف از حق بیایند!

این جابجایی‌ها و جایگزینی‌ها، هیچ معنا و مفهومی ندارد به جز “دین زدایی” و جایگزینی “دین من درآوردی به جای دین خدا” – که البته به غیر از نگاهی جاهلانه و متکبرانه به خود، صبغه‌ی مخالفت با دین را نیز دارند.

بدیهی است که هیچ کس چنین پیشنهاداتی نمی‌دهد، مگر آن که از یک سو اصلاً توحید، معاد، اسلام، قرآن و شریعت را قبول نداشته باشد و از سویی دیگر خود را مکلف به ضدتبلیغ علیه اسلام نموده باشد!

الف – مگر روزه گرفتن برای فواید مادی آن به بدن می‌باشد؟! چون خودشان ماده‌گرا هستند و جز بدن چیزی را نمی‌بینند و نمی‌شناسند، گمان دارند که نماز، روزه، تلاوت قرآن، تزکیه نفس، اخلاق و … نیز باید حتماً فواید بدنی داشته باشد؛ مثلاً چاق یا لاغر کند؛ گرفتگی‌های عروق را باز کند؛ بخارات معده را تنظیم نماید و …!

ب – اگر مقصود از روزه‌ی ماه مبارک رمضان، فواید بدنی آن بود که اصلاً ضرورتی نداشت حتماً در ماه مبارک رمضان باشد، بلکه یک رژیم غذایی، یا به قول بهتر “تنظیم برنامه‌ی غذایی” برای هر موقع یا همیشه می‌دادند، چنان که در شریعت اسلام غنی و عزیز نیز از این توصیه‌ها بسیار است.

ج – برای روزه، ضررهایی بر می‌شمرند! اما چون اصلاً با اسلام آشنایی ندارند و از احکامش نیز آگاهی ندارند، نمی‌دانند که اگر روزه گرفتن، چه در ماه مبارک رمضان و چه در هر روز دیگری، ضرری داشته باشد و یا حتی احتمال جدی ضرر داشته باشد، نه تنها واجب نیست، نه تنها جایز نیست، بلکه حرام نیز می‌شود.

د – روزه‌ی ماه مبارک رمضان، بر بسیاری دیگر که هیچ ضعفی ندارند و روزه برای آنان ضرر ندارد نیز حرام است و یا دست کم واجب نیست، مانند: مسافر، زنان در مدت معین و زن شیر ده.

« شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » (البقره، ۱۸۵)

ترجمه: ماه رمضان [همان ماه‌] است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است، [كتابى ] كه مردم را راهبر، و [متضمّن‌] دلايل آشكار هدايت، و [ميزان‌] تشخيص حق از باطل است. پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد، و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن،] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد]. خدا براى شما آسانى مى‌خواهد و براى شما دشوارى نمى‌خواهد؛ تا شماره [مقرر‌] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد، و باشد كه شكرگزارى كنيد.

ھ – بنابر این، روزه در ماه مبارک رمضان، سراسر خیر است، حتی برای بدن؛ چرا که اگر برای کسی به هر جهتی ضرر داشته باشد، روزه از او ساقط می‌گردد.

ماه مبارک رمضان:

این ماه، را ماه میهمانی خداوند سبحان و کریم خوانده‌اند، نه میهمانی بدن! آن پیرمرد یا پیرزنی که نمی‌تواند روزه بگیرد نیز در این ماه مبارک، میهمان خداست.

“بارک”، اسم خداوند متعال است که کلماتی چون مبارک، تبارک و … از آن مشتق می‌شود؛ مبارک یعنی خیر پایدار، و خیر پایدار فقط خداوند متعال است و بالتبع، هر چه که از او و به سوی او باشد و او آن را مبارک قرار داده باشد، چنان که در آیات متعددی فرمود که قرآن مجید مبارک است، بیت الله مبارک است، شب قدر مبارک است و … .

●- رمضان کریم، یک ماه است، یعنی از سنخ “زمان” است و نه مکان؛ و تفاوت زمان و مکان در این است که رسیدن به مکان، اگر چه مبارک و مقدس باشد، مستلزم رفتن به سوی آن است، ولی “زمان” خودش می‌آید و همگان را فرا می‌گیرد. لذا می‌شود هرگز به مکانی نرفت، اما از زمان گریزی نیست.

بنابراین، وقتی زمان ماه مبارک رمضان فرا می‌رسد، همگان [از مؤمن و کافر] را فرا می‌گیرد و درهای رحمت الهی به سوی همگان باز می‌شود، فرصت فوق‌العاده‌ای برای خودسازی، توجه به خدا و خود، استغفار و توبه و رهایی از بند بندگی غیر و عبادت خداوند متعال در اختیار همگان قرار می‌گیرد.

روح و بدن:

دراین ماه، خود انسان، از سوی پروردگارش به میهمانی دعوت شده است، نه بدنش!

بدنی که از آبی گندیده پدید آمده، مریض و علیل و ضعیف می‌شود و سپس به چنان مردار گندیده و متعفنی مبدل می‌گردد که حتی نزدیک‌ترین افراد و علاقمندترین آنها، از آن فرار می‌کنند که ارزشی ندارد برای دعوت شدن به میهمانی خداوند سبحان.

در این ماه مبارک، اصل وجودی انسان دعوت شده است، یعنی عقل، فطرت و قلب (روح) او دعوت شده است، نه معده، روده و سایر عروق و سلسله اعصاب یا سلول‌های بدنی‌اش!

میهمانی ویژه:

از این رو شاهدیم که این میهمانی، با میهمانی بدن‌ها متفاوت است و پذیرایی‌اش نیز متفاوت است. در این میهمانی، نه تنها از وفور خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های رنگارنگ در طول روز خبری نیست، بلکه فرموده در ساعات تعیین شده، نخور و نیاشام و شب را نیز بیشتر به عبادت بگذران تا به خواب! و اگر روزه نمی‌گیری نیز به امر خدا باشد، نه به امر هوای نفس و مشتهیات حیوانی بدنت.

●- نکته‌ی حایز اهمیت اینجاست که آدمی، با این همه عظمت وجودی که خداوند متعال به او عطا نموده است، بسیار عاشق بدن خود می‌باشد، تا جایی که خود را فراموش می‌کند و تمام فکر، ذکر، دل و عملش، متوجه نیازهای بدن حیوانی خودش می‌شود و تمامی گناهانی که انجام می‌دهد نیز برای خشنودی و لذت همین بدن است! و همین توجه افراطی به بدن، حجابی می‌گردد تا کمالات بالفعل و بالقوه‌ی اعطایی به خود را نبیند، نشناسد، پرورش ندهد، شکوفا ننماید و در گِل بماند!

●- خداوند علیم و حکیم، ماه مبارک رمضان را چون اردوگاهی برای تعلیم چگونگی رفتار با بدن قرار داده است تا روح گرفتار آن نشود.

آری، بدن باید تحت فرمان انسان باشد و انسان خودش باید تحت فرمان خداوند علیم، حکیم، غنی و سبحان باشد و ماه مبارک رمضان، فرصتی برای این تعلیم، تربیت، تزکیه و خوسازی است.

پس می‌خورد و می‌آشامد، اما به امر او و برای او – نمی‌خورد و نمی‌آشامد، اما به امر او برای او؛ در نتیجه، از بندگی نفس رها شده و بنده‌ی خالص خداوند متعال می‌گردد.

●- در چنین شرایطی، موانع برطرف می‌گردد و روح (عقل و قلب) برای آماده می‌شود، حجاب‌ها کنار رفته و امکان درک حقایق برایش میسر می‌گردد، پس کلام خدا را در هدایت خودش، بیشتر و بهتر درک می‌نماید؛ لذا فرمود: قرآن کریم (کلام الله) را در این ماه و در شب قدر آن نازل نمودم که خیرش از هزار ماه بیشتر است؛ پس سعی کن حال که رها شدی، قرآن مجید را در این ماه بیشتر تلاوت نمایی و در آیات آن تفکر و تعمق نمایی، تا رشد کنی و نه تنها از حیوانیت رهایی یابی، بلکه مدارج انسانی را طی نموده و در مراتب آن صعود نمایی.

●- “ماه مبارک رمضان”، فرصتی ارزشمند برای معطوف نمودن “توجه”، از بدن، لذت‌های گذرا و متاع دنیا، به خداوند منّان و رحمت واسعه‌ی اوست. لذا پس از آیه‌ی مذکور (البقره، ۱۸۵) در مورد ماه مبارک رمضان و چگونگی احکام روزه گرفتن یا نگرفتن در این ماه، فرمود:

« وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ » (البقره، ۱۸۶)

ترجمه: و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را -به هنگامى كه مرا بخواند- اجابت مى‌كنم، پس [آنان‌] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

●- پس اگر کسی هیچ یک از این فضایل ماه مبارک را درک ننمود و هنوز گرفتار این بود که چقدر به بدنش فایده دارد یا ندارد، هم چنان در بند بدن است، ولو از روی عادت یا …، روزه هم بگیرد! لذا فرمود: برخی از روزه‌ها، فقط دهان بستن است.

●- برای آدمیت انسان، چه فرقی دارد که حیوان و مرکبش را در چراگاهی رها کند که تا می‌تواند بخورد و بیاشامد،لم بدهد و آفتاب بگیرد و …؛ یا او را ساعاتی در طویله‌ای حبس کند و چیزی به او ندهد، و بعد از چند ساعت، دوباره علوفه و آب فراوان به او بدهد؟!

آن چه برای او فرق دارد و در “آدم شدن” او اثر دارد، این است که از مرکبش درست سواری بگیرد، نه این دم مرکبش را بچسبد و آن حیوان او را به هر کجا که خواست، بکشاند.

●- پس، انسان خداشناس و خداپرست، ماه مبارک رمضان را فرصتی مغتنم، برای آدم شدن، رشد، کمال و قربش به خداوند سبحان می‌شمارد و از آن بهره می‌برد، ولو برای روزه گرفتن، عذر شرعی داشته باشد.

 

مرتبط:

زبان بستن و کنترل گفتار، از دهان بستن [نخوردن و نیاشامیدن] به مراتب مهم‌تر و مؤثرتر است. هر چه بگوییم، اولین شنونده خداوند سمیع، بصیر و علیم می‌باشد. (۷ خرداد ۱۳۹۶)

 

مشارکت و هم‌افزایی (سؤال به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

پرسش:

شبهه در فضای مجازی: آیا روزه برای بدن مفید است، یا ضرر هم دارد؟ آیا بهتر نیست به جای یک ماه روزه در رمضان، یک ماه به فقرا کمک کنیم؟!

پاسخ:

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9226.html

 

 

پیوستن و پیگیری در پیام‌رسان‌ها:

 



    

 

در سال ۱۹۹۵، کنگرۀ امریکا رأی به انتقال سفارت امریکا به بیت‌المقدس داد. اما تا پیش از ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، هم دموکرات‌ها و هم جمهوری‌خواهان که نگران پیامدهای خشونت‌آمیز و مرگبار این انتقال بودند، در مقابل اجرای این دستور مقاومت کردند. اما دونالد ترامپ همراه با مشاوران و خانواده‌اش این کار را کردند و در روز انتقال سفارت بیش از ۵۰ نفر فلسطینی از جمله چند کودک کشته شدند.

بیل کلینتن،

در کاخ سفید یک گروه مطالعاتی هفتگی برای خواندن کتاب مقدس گرد هم می‌آیند و گفته می‌شود در آن دربارۀ آخرالزمان و فلسفۀ مذهب اونجلیک‌ تاریخی بحث می‌کنند. برنامه مطالعات کتاب مقدس توسط کاخ کنگرۀ امریکا برگزار می‌شود، در تاریخ ۸ مه ۲۰۱۸، روزی که ترامپ از توافقنامۀ ایران خارج شد، کاخ کنگره آخرین مطالعاتش را منتشر کرد و با عنوان «کتاب مقدس در زمان جنگ توجیه‌کننده است» اجتناب از جنگ و رفتن به سوی صلح‌طلبی را رد کرد.

جورج بوش و باراک اوباما برای به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل از سوی ثروتمندانِ حامیِ کارزارهای انتخاباتی زیر فشار بودند. اما صدایی که دونالد ترامپ شنید صدای مسیحیان اونجلیک بود که به عروج مسیح (Rapture) معتقدند. مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور و مایک پمپئو وزیر امور خارجه مقام خود را در کابینۀ ترامپ حفظ کردند. برای مسیحیان معتقد به عروج، بازگشت بیت‌المقدس به مردمان یهود، کلید ظهور دوبارۀ مسیح است.

رابرت جفریز، کشیشی که برای اونجلیک‌های معتقد به عروج مسیح موعظه می‌کند، در روز گشایش سفارت امریکا در بیت‌المقدس دعا خواند. او پیش از این گفته بود که مورمن‌ها مرتد هستند، تقدیر یهودیان جهنم شده‌ است. اسلام کودک‌آزاری را ترویج می‌دهد و همجنس‌گرایان نجس هستند. او در دعاهایش گفت: «ما هر روز خداوند را شاکریم که به ما رئیس‌جمهوری داده است که زمانی که به اسرائیل آمد مردانه‌وار در سمت درستِ تاریخ و مهم‌تر از آن در سمت خدا ایستاد.»

اعتقاد به عروج، هزاره‌گرایی یا رستاخیزشناسی دارای تنوع چندگانه هستند اما هستۀ اصلی دیدگاه آنها وقوع یک جنگ آخرالزمانی است، مسیح بازمی‌گردد و مسیحیان حقیقی عروج می‌کنند یا به بهشت وارد می‌شوند و بقیۀ ساکنان زمین مجازات می‌شوند. معتقدان به عروج در مورد ترتیب رویدادها اتفاق نظر ندارند، اما همۀ آنها معتقدند که تنها مسیحیان نجات خواهند یافت. این گروه معتقدند که ترامپ برنامۀ خدا را اجرا می‌کند.

در کاخ سفید یک گروه مطالعاتی هفتگی برای خواندن کتاب مقدس گرد هم می‌آیند و گفته می‌شود در آن دربارۀ آخرالزمان و فلسفۀ مذهب اونجلیک‌ تاریخی بحث می‌کنند. برنامه مطالعات کتاب مقدس توسط کاخ کنگرۀ امریکا برگزار می‌شود، در تاریخ ۸ مه ۲۰۱۸، روزی که ترامپ از توافقنامۀ ایران خارج شد، کاخ کنگره آخرین مطالعاتش را منتشر کرد و با عنوان «کتاب مقدس در زمان جنگ توجیه‌کننده است» اجتناب از جنگ و رفتن به سوی صلح‌طلبی را رد کرد.

منتقدان هشدار داده‌اند اونجلیک‌های عروج‌باور تهدیدی برای صلح جهانی هستند و هرکاری بتوانند برای بازگشت مسیح می‌کنند. آنها معتقدند فقط دو گروه وجود دارد: خیر و شر یا باخدا و بی‌خدا. با این تعریف هر مذهب دیگری غیر از مذهب آنها دروغین است. در ماه ژانویۀ گذشته تعدادی از رهبران مسیحی دعوت ملاقات با مایک پنس را رد

ترامپ که به زناکاری متهم است و هتاکی می‌کند وسیلۀ مناسب و محبوبی برای پیشگویی‌های مسیحیت نباشد اما او در محافل اونجلیک‌ها با کورش کبیر مقایسه شده است؛ پادشاهی ایرانی که پیشگویی کرد یهودیان به بیت‌المقدس بازمی‌گردند. بنیامین نتانیاهو نیز در ماه مارس به این مقایسه اشاره کرد.

کردند و گفتند او برای جابه‌جایی سفارت تلاش می‌کند. این کار بخشی از یک «ایدئولوژی بیمار» است که به انحراف بردنِ پیام عدالت و رحمت مسیحیت می‌شود.

ایدۀ آغاز آخرالزمان توسط بسیاری از مسیحیان، دانشمندانِ کتاب مقدس و الهیات رد شده است، اما این ایده از سال ۱۸۰۰ بخشی از تاریخ امریکا بوده است و توسط گروه‌های بسیاری منتشر و پیگیری شده است.



پیروانِ الهیات عروج، اونجلیک‌های سفیدپوست اکثریت جمعیت را تشکیل نمی‌دهند اما نیروی کافی برای شکل دادن به انتخابات را دارند. این گروه دیدگاه‌های دیگری نیز دارند که به سیاست‌های ترامپ نزدیک است. آنها معتقدند زمین برای استفادۀ انسان خلق شده است و محیط‌‌زیست‌گرایی نوعی کفرگویی است. همچنین آنها استدلال می‌کنند که بشر قادر به تخریب زمین نیست زیرا خداوند چهرۀ زمین را مدام بازتجدید می‌کند تا زمانی که یک بهشت جدید و یک زمین جدید در آخرالزمان شکل بدهد. اونجلیک‌ها به معاهدات و اتحادیه‌های بین‌المللی، از جمله سازمان ملل، معاهدۀ تجارت جهانی و حتی اتحادیۀ اروپا بدبین هستند، آنها به هرگونه اتحاد بین‌المللی در راستای صلح بدبین هستند و معتقدند تاریخ در راستای صلح پیش نمی‌رود.

به نظر می‌رسد ترامپ که به زناکاری متهم است و هتاکی می‌کند وسیلۀ مناسب و محبوبی برای پیشگویی‌های مسیحیت نباشد اما او در محافل اونجلیک‌ها با کورش کبیر مقایسه شده است؛ پادشاهی ایرانی که پیشگویی کرد یهودیان به بیت‌المقدس بازمی‌گردند. بنیامین نتانیاهو نیز در ماه مارس به این مقایسه اشاره کرد.

دلیل اینکه اونجلیک‌های مسیحی دونالد ترامپ را دوست دارند این نیست که او را مقدس می‌دانند، بلکه به این دلیل است که او را وسیله و ابزار خداوند می‌دانند.

به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، میت رامنی مورمِن (فرقۀ مذهبی مرتبط با شاخهٔ اصلی جنبش قدیسان آخرالزمان مسیحیت احیاگر) است. رامنی اولین وزیر امور خارجۀ امریکا در دولت دونالد ترامپ بود و از زمان تصدی‌اش در این مقام منتقد سرسخت رفتار ترامپ شد. او روز یکشنبه در تویتر نوشت: «رابرت جفریز می‌گوید شما با یهودی‌بودن نمی‌توانید در امنیت باشید و مورمنیسم ارتدادی از قعر جهنم است. او دربارۀ اسلام نیز همین نظر را دارد. چنین مذهب کوته‌فکری نباید برای گشایش سفارت امریکا در اورشلیم دعا بخواند.»

 

جفریز نیز در پاسخ به رامنی نوشت: «۲۰۰۰ سال است تاریخ مسیحیت آموزش می‌دهد که رستگاری از راه ایمان به مسیح است. واقعیت این است که من همراه با ده‌ها میلیون اونجلیک مسیحی در سراسر دنیا، همچنان از این اعتقاد حمایت می‌کنیم، این نه کوته‌فکری است و نه حتی ارزش خبری دارد.»

جفریز در خطبه‌اش در روز گشایش سفارت آمریکا در اورشلیم گفت: «اسرائیل از طریق ابداعات در علم پزشکی، تکنولوژی و انرژی برای تمام جهان برکت است، اما بالاتر از همه اسرائیل با نشان دادن تو به ما، تو خدای یکتای حقیقی، از طریق پیام‌های انبیایش، کتب مقدس و مسیح، برای این جهان برکت است. ما امروز برای داشتن رهبری شجاعانۀ بنیامین نتانیاهو و اراده‌اش در دفاع از مردمش به هر قیمتی، تو را شاکریم. ما برای داشتن رهبر بزرگی مثل دونالد ترامپ تو را شاکریم. بدون عزم، گره‌گشایی، شجاعتِ دونالد ترامپ ما امروز اینجا نبودیم. ما تو را شاکریم برای اینکه امروز دونالد ترامپ مردانه‌وار در سوی تو ایستاده است.»

دونالد ترامپ در این مراسم گفت: «آمریکا به دلیل آزادی و صلح، دوست و شریک بزرگ اسرائیل است.» ایوانکا ترامپ نیز در این روز گفت:«ما برای پتانسیل نامحدود اتحاد اسرائیل-آمریکا و برای صلح دعا خواهیم کرد.»

این دعاها و حرف‌ها در ساعاتی بود که در مرز کرانۀ باختری بیش از ۶۰ نفر از فلسطینی‌ها کشته و بیش از ۱۲۰۰ نفر از مسلمانان فلسطینی در همان روز توسط نیروهای اسرائیلی، با شلیک گلوله زخمی شدند. آن روز را که برای مسلمانان فلسطین روز نکبت بود، دونالد ترامپ روز جشن اعلام  کرد.

بمناسبت ماه مبارک رمضان، مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، در راستای پاسخگویی به مسائل شرعی و دینی، اقدام به بروزرسانی و انتشار نرم افزار موبایلی «احکام روزه ۳»، در قالب نسخه اندروید و ویندوز نموده است.
این نرم افزار، سؤالات پرتکرار مخاطبان در موضوع روزه بوده که بر اساس فتاوای مراجع بزرگوار تقلید پاسخ داده شده است. نرم افزار احکام روزه در نه شاخه¬ی: نیت روزه، مبطلات روزه، کسانی که روزه بر آنها واجب نیست، روزه بیمار، روزه قضا، روزه نذر، روزه استیجاری، روزه مستحبی و کفاره روزه، دسته بندی و عرضه شده است.

برخی از قابلیت های این نرم افزار کم حجم، مطالعه، جستجو، قابل ارتقا در صورت تغییر یا اضافه شدن سوالات و ارسال سوالات شرعی از طریق پیامک به مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی می باشد. محتوای این نرم افزار به همت کارشناسان گروه فقه مرکز ملی پاسخگویی تهیه و توسط فناوری اطلاعات این مرکز، در قالب نسخه سوم قابل استفاده می باشد. علاقه‌مندان جهت دریافت این نرم‌افزار به صورت رایگان می‌توانند به آدرس ذیل مراجعه نمایند:
https://cafebazaar.ir/app/com.pasokhgoo.ahkam.rooze/?l=fa

بر اساس آمار ارائه شده، در کشور مالزی اکنون مالزی ۱۹,۲۳۷,۱۶۱ نفر مسلمان زندگی می‌کند. به نقل از بلومبرگ مهاتیر محمد در سال ۲۰۰۳ در سخنرانی نشست کشورهای اسلامی گفت: «در واقع ما [مسلمانان] بسیار قوی هستیم، ۱٫۳ میلیارد نفر را نمی‌توان به راحتی حذف کرد. اروپایی‌ها، از ۱۲ میلیون نفر یهودی ۶ میلیون نفر از آنها را کشتند. اما امروز یهودیان با نمایندگی بر جهان حکومت می‌کنند. آنها دیگران را برای اینکه برای‌شان بجنگند و بمیرند به‌کار می‌گیرند.»

مهاتیر محمد، در ۵ مه ۲۰۱۸، در سخنانی خطاب به مسلمانان اروپا به نقش و مسئولیت مسلمانان در اروپا اشاره کرد و دیدگاه‌های خود دربارۀ اسلام و مسلمانان را بیان کرد که در ادامه بخش‌هایی از سخنان او را می‌آوریم:

اسلام برای اروپایی‌ها کاملاً بیگانه نیست، وجود مسلمانان در اروپا موجب برکت است، من معتقدم بسیاری از اروپایی‌ها اکنون پذیرای دین اسلام هستند چراکه در شرایط فعلی ایمان خود به مسیحیت را از دست داده‌اند و دچار فقدان معنویات شده‌اند.

امروز مسلمانان با وجودی که از یوغ استعمار رها شده‌اند هنوز مظلوم‌ترین مردم در جهان هستند. به مسلمانان و دین‌شان همچون چیزهایی ناسازگار با دوران مدرن نگاه می‌کنند و به نظر می‌رسد مسلمانان نمی‌توانند در پیشرفت و توسعه با مردم دیگر مذاهب رقابت کنند. امروز اسلام را مروج تروریسم معرفی می‌کنند و با الفاظ ناخوشایند دربارۀ پیامبر اسلام سخن می‌گویند، کشورهای مسلمان مورد حمله قرار می‌گیرند و مسلمانان کشته می‌شوند اما دیگر مسلمانان قادر به حمایت از خواهران و برادران دینی خود نیستند، زیرا همۀ آنها یا ضعیف هستند یا دیگر مسلمانان را خواهران و برادران خود نمی‌دانند و بعضی از آنها مایل به همکاری با دشمنان اسلام و به زیان مسلمانان دیگر هستند.

برخی از کشورهای مسلمانان حتی از مخالفان ثروتمند خود نیز ثروت بیشتری دارند اما این ثروت به نفع اسلام و مسلمانان به کار گرفته نمی‌شود و اگر بخواهم حقیقت را بگویم این ثروتِ بی‌مانند به دست دشمنان اسلام می‌رسد تا علیه خود مسلمانان از آن استفاده شود. با وجود این ثروت افسانه‌ای، امروز کشورهای مسلمانی در جهان هستند که حتی نمی‌توانند غذای روزانۀ مردم را تهیه کنند و در فقر و فلاکت به سر می‌برند. در این شرایط گاه خود مسلمانان فقیر باور دارند که تحت ستم بودن و فقر، از آنان مسلمانانی بهتر می‌سازد. در واقع این جهان همان‌قدر که برای پیروان دیگر مذاهب هست برای مسلمانان هم هست، مسلمانان نباید فراموش کنند که ما در نماز وقتی می‌گوییم «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً»، هم برای این دنیا و هم برای آخرت‌مان سلامتی و ثروت و رفاه می‌خواهیم. چگونه خداوند می‌تواند فقر و بدبختی خلیفۀ خودش را در این جهان ببیند؟ این بی‌معنی است. از سوی دیگر قرآن می‌گوید هر چه خوب است از خداست و هر چه بد است نتیجۀ قصور خود ماست و خداوند سرنوشت کسی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه خودشان بخواهند. حال سوال این است که آیا ما به اندازۀ کافی برای بهترشدن اوضاع خودمان تلاش کرده‌ایم؟ و پاسخ این است که البته تلاش نکردیم.

امروز ما در علم و پژوهش نیز نسبت به پیروان ادیان دیگر چندان موفق نیستم و ممکن است خیلی‌ها بگویند این اسلام است که مانع پیشرفت‌های دنیوی می‌شود. اما ما می‌دانیم در طول تاریخ زمانی مسلمانان موفق‌ترین دانشمندان در جهان بودند، تمدن‌های بزرگ ساختند و زمانی همان چیزی بودند که اکنون ما آنها را ابرقدرتهای جهانی می‌نامیم.اما چه اتفاقی افتاد؟ زوال مسلمانان از قرن پانزدهم میلادی آغاز شد. در این دوران ترس از دست‌دادنِ ایمان باعث می‌شد مسلمانان از یادگیری علم و پزشکی مدرن و ریاضیات اجتناب کنند و در همین زمان اروپایی‌ها آغاز به کسب دانش و علوم در این زمینه‌ها کردند و دستاوردهای گذشتۀ مسلمانان را نیز آموختند. رنسانس مسیح رخ داد و شکاف بین مسلمانان و مسیحیان زیاد شد و به تدریج مسلمانان تبدیل به مصرف‌کنندگان دانش مسیحیانِ اروپایی شدند، و در حالی که در قرآن تصریح شده است که امّت مسلمان باید توانایی دفاع از خود را داشته باشند، امروز ما برای دفاع از خود نیز به تسلیحات غیرمسلمانان نیاز داریم.

حتی در نیای امروز نیز ما دانش غیرمذهبی را موضوعاتی سکولار می‌دانیم و بسیاری از مسلمانان می‌خواهند فرزندان‌شان مطالعات مذهبی داشته باشند. جهان در حال تغییر است و تغییرات اساسی است. سرعت و سهولت ارتباطات منجر به مهاجرت مردم شده است و امروز کشور تک‌قومیتی و تک‌مذهبی نداریم.

اسلام فقط برای زمان پیامبر نیست برای همۀ زمان‌هاست، همان‌طور که پیامبر توانست از جاهیلت، تمدنی بزرگ بنا کند ما نیز باید بتوانیم به پیشرفت‌ و توسعۀ بیشتری برسیم. با وجودی که برخی از تفاسیر غلط از احکام اسلام باعث عقب‌ماندگی و ناتوانی ما شده است اما معتقدم که اگر به آموزه‌های اصیل قرآن و احادیث معتبر، بازگردیم می‌توانیم تغییرات لازم را در زندگی خود ایجاد کنیم و قادر به تغییر جهان نیز خواهیم بود.

ما با افتخار می‌گوییم که اسلام فقط یک باور مذهبی نیست بلکه یک راه زندگی است، یک دین است. اگر ما باور داشته باشیم که اسلام راهی برای زیستن است مطمئن خواهیم شد که تمام مسلمانان زندگی خوبی خواهند داشت و ما به عنوان برادر باید به‌یکدیگر کمک کنیم. امیدوارم برادران مسلمان اروپایی ما در نظر داشته باشند که ما همانگونه که رنج‌هایمان را با هم به اشتراک می‌گذاریم، فرصت‌های خوب را هم با یکدیگر سهیم می‌شویم.

به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، ارزش اقتصادی ماه رمضان در انگلستان در کمترین حد خود ۲۰۰ میلیون پوند است. فروشگا‌های برندهای معروفی همچون تسکو، سنزبری، آسدا و موریسون در طول ماه رمضان برای جمعیت مسلمان بریتانیا محصولات و پیشنهادات ویژه‌ای تدارک می‌بینند. برای مثال سنزبری یک تقویم شمارش معکوس ماه رمضان برای کودکان تولید کرده است و بادی‌شاپ و گودایوا چاکلت هدایای ویژه‌ای برای عید فطر تولید می‌کنند.

پس از کریسمس و جشن عید پاک در مقیاس و اندازۀ تجاری، ماه رمضان بزرگترین فرصت تجاری برای اقتصاد بریتانیا است. پوندی که در اختیار مسلمانان است منبع مالی ارزشمند و بزرگی در اقتصاد بریتانیا محسوب می‌شود. خرده‌فروشان در بریتانیا به ارزش اقتصادی ماه رمضان توجه بیشتری دارند.

مطالعات نشان دادند تقریباً دو سوم از مسلمانان برنامه‌ریزی مالی برای ماه رمضان و عید فطر دارند. بیش از نیمی از مسلمانان در طول این ماه نگران سلامتی بدن و بیش از دو سوم از آنها نگران کم‌آب‌شدن بدن‌شان هستند، مردان جوان نگران تناسب اندام‌شان هستند و جمعیت زیادی از آنها در ساعات بین افطار تا سحر به باشگاه‌های بدن‌سازی می‌روند. چهار میلیون مسلمان در بریتانیا زندگی می‌کنند و در طول ماه رمضان نیازهای پیچیده‌ای همچون نوع غذا و غذا خوردن بیرون از خانه، لباس و اسباب‌بازی و هدایا برای ادامۀ کار و تحصیل‌ و زندگی دارند. بازار خیریه‌ها نیز به طور قابل‌توجهی در طول این ماه رونق می‌یابد، در سال گذشته از طریق وب‌سایت JustGiving کمک‌های مالی به خیریه‌ها حدود ۵۰۰ درصد افزایش داشته است.

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و مرکز پاسخگویی (مرکز پاسخگویی): خواب شبیه زندگی پس از مرگ می‌باشد! زنده هستید، اما اختیار از شما سلب شده است – چشم‌ و گوش‌ بدن‌تان بسته شده، اما می‌بینید و می‌شنوید – در بستر آرمیده‌اید، اما از مکانی به مکان دیگری می‌روید – دهان شما بسته است، اما در عالم رویا می‌خورید، می‌آشامید و لذت می‌برید – در اتاق شما چیزی نیست و یا دیگران نیز آرمیده‌اند، اما صورت‌ها یا اتفاقات خوشحال کننده، ترسناک، لذت بخش و یا اذیت کننده  می‌بینید و خوشی یا ناخوشی آن را نیز کاملاً درک می‌نمایید – ممکن است دیگری را ببینید که پیر یا جوان‌تر شده است، اگر چه در قید حیات نباشد و  … .

●- اینها همه، از آیات الهی و دلایل مشهود بر همگان است که آدمی به غیر از این بدن و صورت مادی، روح، بدن و صورت مثالی هم دارد. روح او، همان نَفس و جان اوست و بدن و صورت مثالی او نیز مانند همین بدن و صورتش می‌باشد، اما بدون عناصر مادی و جرم.

●- از این‌رو، ادراکات آدمی نیز محدود به درک محسوسات با قوای حسی نمی‌باشد؛ چنان که در عالم بیداری نیز “محبت و تنفر” را درک می‌کند – از کسب علم لذت می‌برد – از ظلم و بی‌عدالتی ناراحت می‌شود … و اینها هیچ کدام مادی نیستند که با محسوسات ادراک گردند.

●- روح همیشه به هر سو که “توجه” کند، همان را درک می‌کند و از غیر آن غافل می‌گردد؛ و چون روح به شدت به جسم خود علاقمند است، بیشتر متوجه آن است، پس متوجه غیر نمی‌گردد.

بنابراین، بدن، خود یکی از موانع و حجاب‌های ادراک‌های غیر و فوق آن می‌گردد.

●- به هنگام خواب، روح درجه‌‌ای از تعلق به بدن مفارقت پیدا می‌کند، چنان که هنگام مرگ، کاملاً مفارقت می‌یابد و متوجه عالم دیگر (برزخ) می‌گردد و در آنجا با بدن و صورت مثالی، به حیاتش ادامه می‌دهد.

●- بنابراین، وقتی انسان می‌خوابد، روحش نمی‌خوابد، چنان که وقتی می‌میرد، روحش نمرده و زنده است. لذا در خواب، متوجه عالم دیگر می‌گردد، بدن‌ها و صورت‌های مثالی انسان‌ها، حیوانات، اجسام، شهرها، شخصیت‌ها و افراد را می‌بیند.

●- اگر روح در طول بیداری، کاملاً درگیر و اسیر نفس مادی (حیوانی) شده باشد، مثلاً بدن پرخوری کند – خسته شود – ذهن مشوش گردد – اعصاب تحریک شود – تخیلات فراوان، جای تعقل و تفکر را بگیرد و …؛ در عالم رؤیا، همین آشفتگی‌ها برایش صورت‌سازی می‌شود.

●- اگر روح در طول بیداری، متوجه حقایق عالم هستی باشد – متوجه خدا و حقیقت خود باشد – متوجه ضرورت رشد و کمال وجودی باشد – متوجه هدف غایی (معاد) باشد – متوجه رعایت بایدها و نبایدهای روحی، روانی و جسمی در مسیر باشد و …؛ ممکن است در عالم رویا نیز بدن‌ها و صورت‌های مثالی حقیقی را ببیند و لذات یا الم‌های آن را درک نماید و یا پیام‌هایی دریافت نماید که حقیقت دارند.

●- بدن، محصور به “زمان و مکان” می‌باشد، اما روح در قالب زمان و مکان نمی‌باشد، چنان که ممکن است در نمازی به معراج نیز برود؛ یا چنان که بدنش اینجاست، اما توجه، فکر یا دلش جایی دیگر است؛ در واقع خودش آنجاست، نه اینجایی که بدن او قرار گرفته است.

بنابراین، وقتی در خواب، روح از بدن مفارقتی نسبی پیدا می‌کند، فراتر از زمان و مکان می‌رود؛ و فرای عالم ماده را درک می‌کند، لذا چه بسا گذشته یا آینده‌ای را در صورت برزخی مکانی خاص ببیند.

●- در نتیجه، به خاطر این تعلقات و تألمات روحی است که رویاها، به دو دسته‌ی “کاذب” و “صادق” تقسیم شده‌اند؛ چنان که در حالت بیداری نیز “غم و شادی کاذب” – و یا – “لذت و الم صادق” – ویا – “امید و ترس واهی” – و نیز “امید و ترس حقیقی و واقعی [خوف و رجاء]” وجود دارد.

صورت‌های مثالی:

صورت‌های مثالی که در عالم خواب (رویا) دیده می‌شوند، همیشه عین یا شبیه صورت واقعی آنها در عالم ماده (بیداری) نیستند، چنان که در قیامت نیز عده‌ای با صورت نورانی، عده‌ای ظلمانی، عده‌ای به شکل حیواناتی که صفت‌شان در آدم تجلی یافته است (درندگی گرگ – شهوت‌رانی خوک – ادا درآوردن و مسخره کردن میمون …) محشور می‌گردند، چرا که صورت حقیقی آنها در دنیا همین بوده است، منتهی پشت حجاب ماده رفته و دیده نمی‌شدند.

از این رو برای خواب صادق، گاه تعبیر لازم است. چنان که گفته‌اند: تعبیر نوشیدن شیری گوارا، کسب علمی مفید است – دیدن احشام، برکت در مال است – افتادن دندان‌ها، چه بسا از دست دادن نزدیکان باشد – دیدن مردن کسی، چه بسا نشانه‌ی عمر بیشتر او باشد و … .

به تعبیر رؤیای عزیز مصر، توسط حضرت یوسف علیه السلام توجه کنید که چگونه از گاوهای چاق و لاغر، تعداد و بلعیدن یک دیگرشان، هفت سال برکت و هفت سال قحطی را درک و تعبیر نمود.

وحی و الهام:

رؤیای صادقه، یکی از اقسام “وحی و الهام” است. خواه وحیِ مختص انبیا علیهم السلام باشد، چنان که به حضرت ابراهیم علیه السلام و پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله نازل می‌گردید، و چه وحیِ عمومی که از آن تعبیر به “الهام” می‌گردد، البته نه این که الهام فقط از طریق رویای صادقه می‌باشد، بلکه رویای صادقه، یکی از گونه‌های وحی الهامی است که خداوند متعال به تمامی بندگانش نازل می‌نماید.

نکته:

در عین اهمیت رویای صادقه و بی‌اهمیت بودن رویای کاذب که به آن «اضغاث و احلام – خواب‌های شوریده و پریشان» می‌گویند؛ آن چه بیشتر اهمیت دارد و انسان نسبت به آن مکلف و مسئول (مورد سؤال) می‌باشد، عالم بیداری و اهداف، توجهات، بصیرت‌ها، نیات و عملکردها در حالت بیداری می‌باشد.

بابت رؤیای دیده شده، نه از کسی سؤالی می‌کنند و نه بابتش به کسی پاداش و یا کیفر می‌دهند، اما حتی نگاه با گوشه چشم در حالت بیداری ضبط و ثبت می‌گردد و انسان در مقابلش مسئول است، چنان که فرمود:

«وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» (الإسراء، ۳۶)

ترجمه: از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن [بر جهالت ایستادگی نکن]، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.

توقف در نادانی و جهل، ناشکری در نعمت چشم، گوش و قلب انسانی (روح) می‌باشد، ضایع کردن این نعمت و فیض بزرگ الهی به بشر می‌باشد، به کار نیانداختن  استعدادهایی است که وجه تمایز انسان با حیوان می‌باشد، چرا که حیوانات نیز از چشم، گوش و قلب مادی برخوردارند، لذا فرمود: « وَلَا تَقْفُ »، از آن چه علم نداری، پیروی نکن – از ظن، گمان و ایسم‌هایی که همه از روی گمان است، پیروی نکن – از اوهام و تخیلات خود و دیگران پیروی مکن و بر این نادانی‌ها تعصب نورز.

 *- پس به بیداری و مُدرکات آن اهمیت دهیم؛ خواب طولانی در پیش است، اما مدت بیداری کوتاه است. اگر بیدار و بصیر باشیم؛ رؤیاها نیز از بخار معده و یا فشار اعصاب نخواهد بود؛ بلکه درک حقایقی دیگر خواهد بود که به علم می‌افزاید و علامت، نشانه و راه‌گشا خواهد بود. ان شاء الله.

 

مرتبط:

دانشمندان ماده‌گرا می‌گویند: چون کور مادر زاد، خواب نمی‌بیند، پس روح، الهام و… وجود ندارد! چه پاسخی باید به ماده‌گرایان داد که مجاب شوند؟ (۱۷ فروردین ۱۳۹۷)

 

مشارکت و هم‌افزایی (سؤال به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

پرسش:

آیا در خواب، این روح ماست که خواب می‌بیند؟ مثلاً در جایی با کسی صحبتی می‌کند و یا به زیارت می‌رود و یا …؟!

پاسخ:

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9221.html

  

پیوستن و پیگیری در پیام‌رسان‌ها:

 


   

 

  

 

 

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و مرکز پاسخگویی (مرکز پاسخگویی): ابتدا خود به صدر و ذیل پرسش، و به اصطلاح به صغری و کبرای قضیه مطروحه توجه نمایید. ابتدا یک پرسش طرح شده که «آیا ایمان خریدنی است»؛ سپس به عنوان دلیل معترضه، به زکات اشاره شده، و سپس به نتیجه و اثر آن که «تألیف قلوب نسبت به یک دیگر می‌باشد» نه افزایش یا کاهش ایمان! و البته اگر قبل از پرسش به آیه‌ی مورد استناد نگاهی شود، معلوم می‌گردد که در مورد “صدقات” می‌باشد؛ و صدقات [از ریشه صدق] تمامی کارهای خیر، صلاح، حُسن و نیک را شامل می‌گردند که زکات نیز یکی از آنان است؛ و زکات نیز انواع و اقسام مادی و معنوی دارد، چنان که “زکات علم” نیز پرداختنی است. خداوند منان، هیچ نعمتی را برای بی‌استفاده و محبوس نمودن، عطا ننموده است.

« إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ » (التوبة، ۶۰)

ترجمه: صدقات، تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديّان [گردآورى و پخش‌] آن، و كسانى كه دلشان به دست آورده مى‌شود، و در [راه آزادى‌] بردگان، و وامداران، و در راه خدا، و به در راه مانده، اختصاص دارد. [اين‌] به عنوان فريضه از جانب خداست، و خدا داناى حكيم است.

آیا ایمان خریدنی است؟

البته که ایمان نیز خریدنی و فروختنی می‌باشد.

اگر معنا و مفهوم “تجارت” و مصادیق آن را از یک سو و نظام خلقت، هدایت و تمامی کارهای روزمره‌ی خود را در نظر بگیریم، متوجه خواهیم شد که “دنیا دار تجارت است” و چیزی وجود ندارد که ارزش مثبت و یا منفی (ضد ارزش) نداشته باشد؛ لذا  برای به دست آوردن هر چیزی، باید بهای آن را پرداخت. پس “ایمان” نیز خارج از شمول تجارت نمی‌باشد، چنان که کفر نیز همین‌طور می‌باشد.

اگر بخواهید کفش یا لباسی به دست آورید، باید قیمت آن را بپردازید؛ و بدانیم که قیمت یک کالا نیز به مراتب بیشتر از مبلغ پولی آن می‌باشد. به عنوان مثال قیمت یک جفت کفش برابر است با ۱۵۰ هزار تومان + عمری که صرف به دست آوردن این پول نموده‌اید + آن چه از آبرو و شرف برای آن هزینه نموده‌اید + وقتی که برای انتخاب خرید از عمر خود هزینه می‌کنید و … .

همین طور است اگر بخواهید برای رشد، کمال و قرب بیشتر به خداوند متعال، دو رکعت نماز مخلصانه اقامه نمایید، یا قرآن مجید و کتابی مطالعه نمایید، یا …، بالاخره اولین و گران‌ترین بهای آن را از عمر شریف می‌پردازید؛ ولو ده دقیقه برای اقامه نماز.

از این‌رو، ایمان نیز از قاعده‌ی “تجارت” خارج نمی‌باشد. ایمان قیمت دارد و به دست آوردنش نیز هزینه دارد، چه مادی و چه معنوی. چنان که خداوند متعال در قرآن کریم، ایمان به خدا و رسولش صلوات الله علیه و آله و جهاد با مال و جان را یک “تجارت مفید و نجات بخش” بر شمرد:

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (الصف، ۱۰)

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتی راهنمائی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی می‌بخشد * به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید!

تجارت بر چهار اصل استوار است:

هر تجارتی، بر چهار اصل استوار می‌باشند که عبارتند از: «کالا، فروشنده، قیمت و خریدار».

تجارت در بازار “ایمان” نیز همین‌طور است. کالای مورد معامله “جان و مال” است، چرا که آدمی جز این دو، چیزی برای تجارت ندارد – فروشنده، انسان مؤمن است، خریدار خداوند منّان است که خود مالک است و از روی لطفش می‌خرد، و بها (قیمت)، بهشت و حیات ابدی در جایگاه قرب الهی می‌باشد.

خداوند متعال، خود مشتری است:

از این‌رو، در قرآن مجید تأکید نمود که خداوند متعال، خود مشتری (خریدار) است؛ ولی فقط با اهل ایمان معامله می‌کند و جان و مال‌شان را به قیمت بهشت می‌خرد. مابقی اصلاً خودشان وارد این بازار نمی‌شوند، بلکه به بازار ابلیسی شیاطین وارد می‌شوند که برای خرید جان و مال آدمی، هیچ چیزی جز خدعه و فریب در بساط ندارند، پس اصل و فرع سرمایه را باهم به آتش می‌کشند:

« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » (التوبة، ۱۱۱)

ترجمه: در حقيقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهاى‌] اينكه بهشت براى آنان باشد، خريده است؛ همان كسانى كه در راه خدا مى‌جنگند و مى‌كُشند و كشته مى‌شوند. [اين‌] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست. و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است؟ پس به اين معامله‌اى كه با او كرده‌ايد شادمان باشيد، و اين همان كاميابى بزرگ است.

چهار اصل تجارت:

مشتری (خریدار)، خداوند متعال = إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى؛

فروشنده، انسان مؤمن = مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛

کالای مورد معامله، جان و مال انسان مؤمن = أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ؛

بها (قیمت معامله) = نه تنها ورود و سکنا، بلکه مالکیت بهشت = بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ.

***- پس، دنیا (زندگی)، دار تجارت است، بازار است، هیچ چیزی عبث و پوچ آفریده نشده است، هر چیزی قیمت و ارزشی دارد، پس باید مورد معامله و تجارت قرار گیرد، خریدار، فروشنده و قیمت داشته باشد. و “ایمان و عمل صالح”، مستثنا از این قواعد نمی‌باشند.

زکات و صدقات:

اگر چه “زکات و صدقات” فقط به اموال و آن چه ارزش پولی ندارد اطلاق نمی‌گردد؛ و اگر چه زکات و صدقات فقهی (احکام)، جنبه‌ی مالی دارد، ولی ارزش و قیمت آن نزد خریدار حقیقی (خداوند سبحان) وقتی است که کار برای او انجام پذیرد، یعنی ارزش را به قصد، نیت و خلوص می‌دهند.

بدیهی است که پرداخت انواع زکات‌ها و صدقات مالی از سوی مؤمن نیز برای اطاعت و عبادت حق تعالی پرداخت می‌باشد و این پرداخت، سبب ازدیاد ایمان می‌گردد. مانند هر سرمایه‌ی دیگری که با کار، از “ارزش افزوده” برخوردار می‌گردد – چنان که تجارت کفار با ابلیس لعین و سایر شیاطن جنّ و انس درونی و بیرونی، سبب ارزش افزوده‌ی منفی می‌گردد؛ بر کفر و فسادشان افزوده می‌شود:

«فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» (النساء، ۱۷۳)

ترجمه: امّا آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداش‌شان را بطور کامل خواهد داد؛ و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را که ابا کردند و تکبّر ورزیدند، مجازات دردناکی خواهد کرد؛ و برای خود، غیر از خدا، سرپرست و یاوری نخواهند یافت.

●- پس، ایمان نیز خریدنی و فروختنی است.

 

مشارکت و هم‌افزایی (پرسش به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

پرسش:

آیا ایمان خریدنی است که در قرآن کریم، پرداخت زکات را سبب تألیف قلوب بر شمرد (والمولفة قلوبهم)؟

پاسخ:

 

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9219.html

پیوستن و پیگیری در پیام‌رسان‌ها:

 


   

 

 

 

 

کتاب «حدیث نواندیشان دینی» با عنوان فرعی «یک نسل پس از عبدالکریم سروش» متکفل بحث از آراء سه تن از متأخرینِ جریان روشنفکری دینی است:

فصل اول به ابوالقاسم فنایی پرداخته است. فنایی از جمله افرادی است که دو مؤلفۀ اخلاق و معنویت را در عرصۀ دینداری برجسته ساخته است. وی با طرح ایدۀ تقدم اخلاق بر دین‌شناسی، همچنین با طرح ایدۀ معنویت قدسی کوشیده است تا فهمی از دینداری ارائه کند که هم معقول است و هم مقبول. فنایی نشان داده است که اگر به زیور اخلاق مزیّن نیستی و گام در وادی دین نهاده‌­ای، ثمرات مبارکی را به ارمغان نخواهی آورد. نویسنده در این بخش کوشیده است تا اقوال و آرائی را نشان دهد که سویه­‌هایی غیر اخلاقی دارند و به دین منتسب شده‌­اند و در مقابل، آراء فنایی را در تقابل با آن رویکردها برجسته سازد. فنایی علاوه بر مباحث اخلاقی و معنویت قدسی، به فلسفۀ فقه نیز توجه کرده است. وی در خصوص اوقات شرعی، ارتداد، ربای بانکی نظرات متفاوتی از قرائت رسمی را برگزیده که در این کتاب به آنها نیز اشاره شده است.



فصل دوم کتاب، به آراء آرش نراقی اختصاص دارد. بنیان اصلی اندیشۀ نراقی، بر اساس سنت گرایی انتقادی است. وی منظومه­‌ای را در نظر دارد که بر اساس آن، هم می­توان به داشته‌­های گذشتگان از دینداری تکیه داد و هم می‌توان فرآورده‌­ای غنی برای امروزیان به ارمغان آورد. وی بر اساس این بنای فکری، به بحث‌های معاد جسمانی، وحی، حقوق بشر، مدنیّت، کسوفِ خداوند، اخلاقِ خشونت، همجنس‌گرایی و … پرداخته است. آرش نراقی نشان داده است که می­‌توان در این جهانِ سرعت زده، همچنان بر مؤلفه­‌های دینی اهتمام ورزید و از داشته­‌های خود پای پس نکشید، اما در عین حال، دستاوردهای دنیای معاصر را نیز به دیدۀ عنایت نگریست.

فصل سوم کتاب، به آراء سروش دباغ اختصاص دارد. دباغ نیز کوشیده است تا در قامت یک نواندیش دینی، به سئوالات و پرسش‌ها و خرده‌گیری‌ها بر دین و دینداری پاسخ گوید. وی بارها به دفاع از جریان نواندیشی دینی پرداخته است و کوشیده تا از زوایای مختلف این مفهوم پرده بردارد و آن را مفهوم و مقبول کند. دباغ نیز بر آن است تا از آموزه­‌های دینی در دنیای معاصر غبار زدایی کند. وی بحث‌های مبسوطی را در خصوص عرفان مدرن طرح کرده است. وی همچنین به موضوع تفسیر قرآن وارده شده و می‌کوشد تا فهمی معقول از آیات قرآنی را برای بشر امروزی به ارمغان آورد. رویکرد وی در تفسیر قرآن، غالباً سویه­‌ای اگزیستانس و وجودی دارد. دباغ همچنین با برگرفتن آموزه­‌های ویتگنشتاین، بر آن است که رویکرد ذات‌گرایانه از دین را مورد انتقاد قرار دهد. سروش دباغ رویکردی اخلاقی از دین را برجسته دیده است و برخی از احکام فقهی را نیز به ترازوی اخلاقی می­‌سنجد. به عنوان نمونه، وی مباحث حجاب، ارتداد و ازدواج‌های عرفی را از سویه‌­ای اخلاقی مورد بحث قرار می­‌دهد. فیلم و رمان نیز یکی دیگر از دغدغه­‌های این نواندیش دینی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است.

 نویسنده کوشیده است تا سویه­‌ای روایت‌گونه را در شرح آراء این سه متفکر برگزیند. همچنین در پایان هر فصل، نشان داده شده است که آراء این متفکران به چه کارِ امروزِ ما می­آید. کتاب حدیث نواندیشان دینی را سید هادی طباطبایی در ۴۴۸ صفحه به رشتۀ تحریر در آورده است.  

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای مرکز پاسخگویی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.